امروز مصادف است با: ۱۳۹۶/۰۳/۰۴
تاریخ انتشار:۰۱/ ۰۲/ ۱۳۹۵
دسته خبری: گیلان
بیانیه بسیج دانشگاه گیلان خطاب به جعفرزاده:

بسیج دانشجویی دانشگاه گیلان در واکنش به نامه جعفرزاده، نماینده مردم رشت در مجلس به سعید جلیلی بیانیه ای صادر کرد.

به گزارش پایگاه خبری رضوان خبر به نقل از ۸دی، بسیج دانشجویی دانشگاه گیلان در واکنش به نامه جعفرزاده، نماینده مردم رشت در مجلس به سعید جلیلی بیانیه ای صادر کرد که آن را در ادامه می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
(یخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا یشْعُرُونَ) سوره بقره، آیه ۹

می خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند؛اما «نمی فهمند».
جناب آقای جعفرزاده، نماینده مردم شریف رشت در مجلس شورای اسلامی

به رسم ادب، سلام علیکم؛

نامه سرگشاده شما به سعید جلیلی را در خروجی سایت های خبری حامی دولت مشاهده کردیم. در ابتدا باید گفت، حتی درصدی هم احتمال نمی دهیم سخنان دکتر جلیلی را کامل شنیده باشید؛ چرا که اگر چنین بود، این چنین غیرمستند، غیرمنطقی و البته غیرتخصصی نامه سرگشاده منتشر نمی کردید و ناشیانه، سطح موضوعات اساسی و مبنایی تفکر اسلام ناب انقلابی را که توسط وی در این جلسه، بسیار زیبا و جامع و بر پایه قرآن و عقلانیت و تجربه مطرح شد، به دعواها و لفاظی‌های جناحی تنزل نمی دادید.
نمی دانیم شمایی که در مقام پاسخگویی، به عنوان نماینده مردم، وقتی با سئوالات و دغدغه‌های مردم رشت در حوزه های مختلف مواجه می شوید، همواره با این بهانه که اکثر این موضوعات، در حوزه تخصصی شما و کمیسیونی که در آن عضو هستید، نیست از پاسخگویی شانه خالی می کنید چگونه است که در این مورد به خود اجازه داده اید بدون داشتن تحصیلات و تخصص مرتبط و حتی کوچکترین سابقه اجرایی و عملی در این حوزه های تخصصی و علمی یعنی حوزه سیاست خارجی و فناوری هسته ای اظهارنظر کنید.
البته این، به هیچ وجه بدان معنا نیست که ما با آن مشاور رئیس جمهور، هم نظریم که بیان کرده بود آحاد جامعه از قبیل راننده تاکسی ها و لبوفروش ها و غیره حق اظهارنظر ندارند؛ بلکه معتقدیم همه مردم ایران، حق اظهارنظر در مورد حقوق خود را دارند حتی آدم غیرمتخصصی در این موضوع، مثل شما هم حق اظهارنظر در مورد سخنان جلیلی – دکترای معارف اسلامی و علوم سیاسی، عضو شورای راهبردی روابط خارجی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام – که مستند بر چندین آیه قرآن، مصاحبه های رسمی، اسناد و قراردادهای بین المللی بود را دارد؛ اما مسئله این است که همگی باید در اعلام نظرات منطقی و مستند صحبت کنند.
دیده شده است که بعضاً در مواردی افراد عامی جامعه ما به خاطر اسیر فعالیت های باندی و حزبی نبودن و در سودای قدرت نبودن و با عنایت به تجربه ی تاریخی، نظرات دقیق تر و منطقی تری نسبت به برخی به ظاهر کارشناسان و خواص ارائه می دهند. به دلیل عدم تخصص تان، از پاسخ دادن به نامه سخیف شما و بازی کردن در پازل کسب شهرت تان کراهت داشتیم؛ اما در آن نامه، شبهاتی را مطرح کرده اید که بی جواب ماندن شان را به صلاح ندانستیم.
از ظواهر جملات نامه تان پیداست که اساس هجمه غیرمنصفانه و غیرتخصصی و غیرمستند شما به جلیلی، موضع ایشان در خصوص امضا نکردن برجام است. موضعی که با اقلاب، آن را اینگونه مطرح کردید و نوشتید:
جناب آقای دکتر جلیلی، حالا که بار دیگر با ادبیاتی شبیه روزهای مناظره انتخاباتی، از موضع «بستانکار وارد صحنه شده اید و روایتی قهرمان گونه از امضا نکردن سند توافق را به عنوان»…. نقطه قوت خود ارائه کرده اید. اگر قبل از دست به قلم شدن به پشتوانه خواندن بولتن و تیتر چند خبرگزاری مغرض، صوت صحبت های دکتر جلیلی در جلسه را می شنیدید، متوجه می شدید که دکتر جلیلی نه در خلال صحبت های اصلی شان، بلکه در پاسخ به پرسش کتبی یکی از دانشجویان دانشگاهمان که از اگر ]به عنوان رییس جمهور[ انتخاب می شدید آیا پای توافقی که این « : ایشان پرسیده بودند»؟ دولت کردند را امضا می کردید» نه، حتما نه ، چون من نگاهم متفاوت بود « : کوتاه پاسخ دادند البته از آن جا که حضورتان در دانشگاه ما ، همواره در قامت سوگلی مراسم های اداری و دولتی و افتتاحیه ها و … است این عدم شناخت و آشنایی شما با جلسات پرسش و پاسخ دانشجویی مسئله عجیبی نیست.
البته و صد البته که هیچ متخصص متعهد و دوراندیشی، سندی را که پس از اندکی زمان، ابعاد خسارت بار قابل پیش بینی آن محقق خواهد شد را امضا نمی کند. سندی که امروز و بعد از گذشت بیش از نود روز از اجرایی شدن آن، افراد مطلع اقتصادی دولتی، عوایدمان را از ذکر می کنند و این در صورتیست که ما اکثر » تقریباً هیچ «آن، در برابر دیدگان بین المللی ابزار علمی بومی مان که مایه عزت و قدرت ما بود ]العلم سلطان،و من وجد صال و من لم یجده صیل علیه[ را عملاً ، معامله کردیم. چندین تن اورانیوم را از کشور، خارج، غنی سازی را به کسری از بیست درصد کاهش، ماشین های پیشرفته را متوقف و پلمپ و قلب راکتور اراک را با بتن پر کرده ایم.

نظارت های بسیار بیش از حدمعمول و منحصر به فرد را پذیرفته و ماهیت برخی تاسیسات هسته ای مان را تا حد زیادی تغییر داده ایم ، ممنوعیت ابدی غنی سازی در
سایت فردو را پذیرفته ایم و برای اولین بار خودمان به قطعنامه ای در شورای امنیت علیه خودمان رضایت داده ایم . قطعنامه ای حامل برجام که در آن محدودیت های موشکی و علیه » با تایید خودمان « تسلیحاتی و همکاری با محور مقاومت را با عنوان حمایت از تروریسم مان در آن به تصویب رسانده اند.
در مورد کشور های همسایه و توفیق شان در جذب سرمایه گذار نوشتید… کیست که نداند ایران امروز امن ترین کشور منطقه است و عدم حضور سرمایه گذاران در ایران، نه به خاطر امنیت نداشتن ایران بلکه به خاطر ترس آن ها از صدمات و خسارت های وارده از سوی شیطان بزرگ، پس از سرمایه گذاری در ایران است مسئله ای که کدخداپرستان و بزک کنندگان چهره ی کریه و مستکبر امریکا تمایلی به پرداختن به آن ندارند برای خودتان نتیجه گرفته اید که همه هم نظرند که تنها راه برون رفت کشور از مشکلات کنونی، سرمایه گذاری خارجی است. خیر، غلط نتیجه گرفته اید، اتفاقاً روح اقتصاد مقاومتی، عدم گره زدن نان مردم به حضور یا عدم حضور سرمایهگذار خارجی است گرچه سرمایهگذاری خارجی همواره می تواند رشد را تسهیل کند اما نباید مثل وضعیت کنونی کشور ، همه ی امور کشور متوقف بر آمدن سرمایه گذار خارجی بشود.

می دانیم و می دانید که عدم حضور سرمایه گذار خارجی به دلیل فشار امریکاست و فشارهای امریکا بهانه هایی دارد) هسته ای، حقوق بشر!!!، توان موشکی، حمایت از محور مقاومت (راهکار و در واقع شاهکار)! ( دولت تدبیر)! (در گرفتن بهانه هسته ای از دست امریکایی ها منجر به بتون شدن قلب راکتور اراک شد.

راهکار شما برای دیگر بهانه ها چیست؟ مواردی چون به رسمیت شناختن حقوق همجنسبازان، عدم اجرای مجازات اسلامی به طور مثال در مورد مرتکبین زنای محصنه و قاچاقچیان مواد مخدر، محدودسازی و نابودی توان موشکی و عدم حمایت از محور مقاومت در منطقه برای مقابله با اسرائیل. راهکار شما چیست؟
مظلوم نمایی کرده اید و اظهارات نادرست جدی و بعضاً شوخی چند تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی (نظیر بتن ریختن ، جوجه خروس، خائن) را عَلَم کرده اید اولاً بدانید زمان این گونه مظلوم نمایی ها و تولید حاشیه ها برای فرار از پاسخ گویی در مورد نتیجه ی مذاکرات به پایان رسیده است ثانیاً آوردن این عبارات در نامه ای که خطاب آن به دکتر جلیلی است به گونه ای که گویی دکتر جلیلی موافق این توهین ها بوده است، از جمله بی انصافی ها و بیتقوایی هایی است که البته با توجه به روش و منش همیشگی تان، این اقدام از شما بعید نبود ثالثاً کسی می تواند از آن سخنان نادرست و توهین ها انتقاد کند که خودش حامیسرسخت دولتی نباشد که رئیس آن ، منتقدانش را با انواع و اقسام توهین ها (کم سواد، بی قانون ، بی دین، افراطی، کاسب تحریم، بی شناسنامه، جیب بر،دنیاندیده، بیکار، متوهم،بزدل،
عقب مانده، عصرحجری، هوچی باز ،حسود و…)نواخته است.
اما اکنون «چرخ سانتریفیوژها بچرخد اما چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد» شعار داده شد که شما در مقام یک وکیل الدوله، هیچ گونه صحبتی در مورد پیگیری نتیجه ی توافق را برنمیتابید. بعد از بیش از نود روز از اجرای برجام ، نگاه که می کنیم چیزی جز چرخش زبان بعضی از دولتمردان و وکیل الدوله ها وبرجام باوران در بدگویی و توهین به منتقدان این توافق خسارت بار، نمی بینیم.
وظیفه ای که بیش از هر کسی به عنوان نماینده مجلس، به عهده ی شماست، وظیفه نظارت بر اجرای قوانین است حتی آن قانونی که در کسری از ساعت و بر اساس سهم خواهی ها و خوش خدمتی ها به تصویب می رسد و البته نواقص و خلل آن )با وجود همه تاکیدات و بیان تجارب و نکات قبلی مقام معظم رهبری( ، در نهایت با ورود و تعیین شروط نه گانه توسط شخص رهبرمعظم انقلاب رفع می گردد.

به نظارت به همان قانون حداقلی هم رضایت داریم که وظیفه تان است و البته انجام نمی دهید. در مورد وضع تحریم ها در دوره ی مذاکرات گذشته، نوشته اید… و علی رغم اینکه بارها از تیم مذاکره کننده سابق، پاسخ گرفته اید که اساساً تحریم ها هیچ وقت با دلایل منطقی و واقعی علیه ملت ایران وضع نمی شود، که وضع آن ها را صرفاً ناشی از ضعف تیم مذاکره کننده سابق بدانیم.

اما اگر حتی به فرض، استدلال غلط شما – یعنی ضعف تیم مذاکره کننده سابق – به عنوان دلیل وضع تحریم ها در دوره ی گذشته را بپذیریم پاسخ دهید پس دلیل وضع تحریم های جدید – تحریم ویزای ایرانیان و مصادره اموال بلوکه شده ایران و دیگر تحریم های تازه وضع شده – در دوره ی تیم جدید مذاکره کننده چیست؟

آیا هنوز و بعد از گذشت سه سال، زمان برخورد صادقانه با افکار عمومی فرا نرسیده است؟ طنز تلخ روزگار؛ فرار به جلوی بعضی افراد در معادلات سیاسی و تنگناهای علیه آنان است. سوال را با سوال پاسخ دادن است. موضع محکوم بودن خود را با محکوم کردن دیگران، تغییر دادن است. این ست که با دستاوردهای ذی قیمت علمی و هسته ای که نتیجه مقاومت ملت و شهادت عزیزترین جوانان این مرزوبوم ، یعنی دانشمندان هسته ای بوده است، معامله و به عبارت درست تر به کدخدا هبه شود و در مقابل دستاورد چندانی کسب نگردد و اتفاقاً همان افرادی که با مقاومت این دستاوردها را کسب کرده اند محکوم شوند و حق نقد نداشته باشند. این یعنی تحجر محض در دفاع از خسارت محض. در نامه تان به صحبت های نائب رییس مجلس، جناب آقای ابوترابی فرد در کمیسیون ویژه ی برجام در مجلس اشاره کرده اید اما ذکر نکرده اید که در همان جلسه ، دکتر جلیلی پاسخ ایراد مطرح شده توسط آقای ابوترابی فرد را دادند و گفتند که تیم مذاکره کننده ی وقت ، چند بار از هیئت رئیسه ی مجلس شورای اسلامی درخواست جلسه برای ارائه ی توضیحات به نمایندگان مردم ، را داده اند اما هیئت رئیسه اجازه نداده است و آقای ابوترابی فرد خودشان
در همان جلسه ، صحت گفته های دکتر جلیلی را تایید کردند.
تکرار مجدد این موضوع، علی رغم آگاهی تان، در مسیر خوش خدمتی و یا احیاناً سهم خواهی از دولت و منحرف کردن افکار عمومی نیست؟ البته این گونه اقدامات برای اولین بار از طرف شما صورت نمی گیرد. حافظه ما، هنوز یاریمان می کند که همین چندی پیش، در معرکه گیری پوچی که برخی سیاست بازان در دولت، بر سر بورسیه ها راه انداختند، یکی از همراهان و همنوایان آنان، شما بودید. معرکه ای که با ورود مستقیم مقام معظم رهبری و توصیه شان مبنی بر تعیین دقیق مصادیق تخلف های صورتگرفته، پوچی جنجال های ایجاد شده هویدا گشت .
در نامه تان به صحبت های جناب آقای دکتر ولایتی در مناظره های انتخاباتی اشاره کردید و با نوشتن سمت ایشان ، خواستید نظر شخصی دکتر ولایتی در مورد عملکرد دکتر جلیلی را ، نظر رهبر معظم انقلاب وانمود کنید. رهبر معظم انقلاب به صراحت در مورد امکان وجود اختلاف نظر بین خودشان و مشاورانشان اعلام نظر کرده اند و این مسئله را امری طبیعی عنوان کرده اند و فرموده اند که موضع و نظر رهبری همان مطالبی است که در جلسات علنی گفته می شود با بررسی بیانات رهبر معظم انقلاب بعد از مناظرات سال ۹۲ تا کنون، توسط هر ناظر عاقلی ، اختلاف نظر رهبر انقلاب با دکتر ولایتی در مورد عملکرد تیم مذاکره کننده سابق، قابل فهم و ادراک است.
جدای از بیانات واضح و شفاف رهبر معظم انقلاب ، حکم انتصاب اعضای دوره ی جدید شورای راهبردی روابط خارجی در سال ۹۲ نیز به روشنی مشخص می کند که رهبرانقلاب کدام روایت – روایت دکتر ولایتی یا روایت دکتر جلیلی- از توصیف عملکرد تیم مذاکره کننده سابق را قبول دارند در حکم رهبرمعظم انقلاب در سال ۹۲ ، دکتر ولایتی که قبلاً و در دوره ی قبلی شورای راهبردی روابط خارجی حضور داشتند در دوره ی جدید ابقا نشدند و از طرف دیگر دکتر سعید جلیلی به عضویت این شورا منصوب و به جمع اعضای این شورا اضافه شدند.
در مورد حمله به سفارت عربستان و تاثیر منفی آن در عرصه جهانی و منطقه ای نوشتید…البته که حمله به سفارت عربستان ، اقدامی بسیار بد و ناشی از عدم بصیرت بود اما این اقدام، هرچند بسیار غلط و اشتباه ، واکنشی غلط بود به انفعال و بی عملی مفرط دستگاه سیاست خارجی کشور در مقابل جنایت های پی در پی رژیم سعودی به خصوص در مورد فاجعه ی منا – که اگر ورود شخص رهبرمعظم انقلاب و تهدید آل سعود به واکنش سخت متقابل نبود.
معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظار پیکرهای پاک مهاجرین الی الله می بود. اما شما در این مسئله – یعنی تقبیح اقدامات نادرست و غلط، که باعث تشدید ایران هراسی می شود -هم صداقت ندارید، که اگر می داشتید همانطور که در مذمت اقدام بسیار بد حمله به سفارت عربستان قلم فرسایی می کنید در مذمت اظهارنظر غلط و موهوم علی یونسی، دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقلیت ها، مبنی بر اراده نظام اسلامی بر احیای امپراطوری ایران به پایتختی بغداد، موضع می گرفتید. این اظهارنظر غلط و نسنجیده ، ماه ها محور اصلی جریان سیاسی و رسانه ای منحوس عبری-عربی در پروژه ایران هراسی بوده و هنوز هم هست و اگر نبود درایت و تدبیر مجموعه ی ارکان نظام ، به ویژه پاسداران رشید سپاه اسلام نظیر سردار سلیمانی در خنثی کردن اثرات سوء این اظهارنظر ، معلوم نبود چه سرنوشتی برای منطقه رقم می خورد و ممکن بود خون تمام شهدای کشورمان که در عراق و سوریه برای دفاع از مظلومان و دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام به شهادت رسیدند هدر رود و به ثمر ننشیند.
در نامه تان به صحبت های یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری امریکا اشاره کردید… چیزی که حقیقتاً لازم به نظر می رسد ضرورت فهم و تشخیص دقیق جناح بندی ها و جبهه بندی ها به خصوص در عرصه بین الملل است. جناب آقای جعفرزاده، خوب متوجه و ملتفت باشید کهترامپ و اوباما در اجرای سیاست های خبیث آمریکایی-صهیونیستی، هیچ تفاوتی با هم ندارند.

دعوای آنان در سبقت گرفتن از یکدیگر در متوقف کردن ایران و شکستن کمر انقلاب اسلامی ست. یکی فریاد مهارکردن و متوقف کردن ایران تا پانزده الی بیست و پنج سال آینده از طریق برجام را در دنیا سر می دهد، آن دیگری وعده پاره کردن برجام را می دهد چرا که برنامه دیگری برای توقف ایران دارد و اعتقاد به وجود برنامه های کوتاه مدت تر و مستقیم تر برای نابودی ایران دارد، تفاوت؛ در مشی ها و روش هاست.

جبهه مقابل، شیطان بزرگ است. ولو اینکه روش ها و خطوات گوناگونی داشته باشد. ننگ و خفت برای آن کسانی که به لبخند شیطان بزرگ دل خوش کرده و غلظت دشمنی آمریکا به خصوص دولت فعلی آن را نسبت به دولت های قبلی اش رقیق نشان می دهند. همان ها که صحبت های شفاف و وقیحانه جان کری، وزیر امورخارجه فعلی آمریکا مقابل دوربین های بین المللی، در چند روز اخیر و در دوران پسابرجام! را» محور شرارت « خواند و خاطره» پرچمدار تروریست «نمی خواهند ببینند که صراحتاً ایران را خواندن ایران توسط جرج بوش پس از عقب نشینی های دوران اصلاحات را برایمان زنده کرد و بار دیگر این نکته را اثبات کرد که عقب نشینی در مقابل امریکا و نظام سلطه، نتیجه ای جز افزایش وقاحت سیاستمداران آن ندارد.
این موضع گیری سرسختانه و البته ناشیانه شما در خصوص سخنرانی کاملا علمی و تخصصی در دانشگاه گیلان، تکلیف شما را به مراتب سنگین تر می کند چون اگر در قبال هرگونه همایش و اظهارنظری در حوزه انتخابیه تان احساس مسئولیت می کنید که موضع و واکنش )هرچند غلط( نشان دهید، در خصوص وظایف اصلی و اولیه‌تان در حوزه نمایندگی تان به طریق اولی مسئولید. چرا که نوشته اید که دلیل نامه نگاری تان، بیان انتقادات از برجام در محدوده ی حوزه انتخابیه تان است. جهت اطلاع تان در حوزه انتخابیه شما، اتفاق های دیگری نیز در حال رخ دادن است اتفاق هایی نظیر تعدیل و اخراج نیروهای واحد های صنعتی کوچک در دوران پسابرجام، مشکلات عدیده و روزافزون کشاورزان، بازگشت حلقه ی مدیران بازنشسته به دستگاه ها، علی رغم وجود نیروی جوان آماده به کار و غیره که سرگرم بودن شما به اقدامات سیاست بازانه و حرکات جناحی، شما را از پرداختن به آنها غافل داشته است.
در پایان و به امید اصلاح و تغییر رفتارتان، توصیه هایی به شما ارائه می کنیم:

توصیه اول: حمایت از دولتمردانی که به مردم مسلمان ایران خدمت می کنند نه تنها عمل اشتباهی نیست بلکه نزد خدای متعال مأجور نیز هست؛ اما این موضوع با وکیل الدوله بودن و حمایت از اشتباهات و خبط های دولتمردان خاطی و تبدیل شدن نماینده مردم به نماینده دولت در مناظره های تلویزیونی و غیرتلویزیونی برای توجیه اشتباهات دولت بسیار متفاوت است.
توصیه دوماولاً هر زمان، فکر نام بردن از”مردم” را در ذهن پروراندید، اولین موردی که باید مدنظر قرار دهید نوکری و خدمت به این مردم است. مبادا صرفاً نام آنها را ابزاری برای تایید رای و نظرات شخصی و سیاسی و جناحی خود قرار دهید.خود را در جایگاه نوکر و خادم این ملت ببینید و ما نیز می بینیم و البته هر نماینده ای که رای بیشتری نصیب خود کند مسئولیتش سنگین تر میشود و باتوجه به این نگاه، از شما سوال و مطالبه می کنیم.

ثانیاً «مردم» را تعریف کنید. مردم، صرفاً آنانی نیستند که احتمال می دهید با شما همراهند و حتی آنانی که به شما رای دادند. همانطور که فتنه گران هشتاد و هشت صرفاً معترضین )که البته اکثر آنان نیز بعدها به اکثریت مردم پیوستند( را مردم دانسته و چند ده میلیون دیگر را نافهم و بی درک می دانستند یا مانند کسانی که در انتخابات اخیر مجلس، کل مردم را فقط بخشی از مردم تهران تلقی کردند و بر اساس آن سخن پراکنی میکنند مردم را واقع بینانه، مردم ببینید از مرفهین و کاخ نشینان، تا مستضعفین و کوخ نشینان، از موافقان تا منتقدان و مخالفان.

ثالثاً، اینکه رأیی را که در ابتدا از مردم اخذ نمودید را ابزاری برای تایید هر نظر و کاری که بعدا انجام می دهید قرار دهید، اشتباه محض و گناه نابخشودنی ست.اعطای مسئولیت از طرف مردم را به عنوان اعطای عصمت! در امور و کارهای بعدی و یا حتی تایید آن کارها توسط همان مردم نباید دید. مردم قدم به قدم در این چهار سال از شما در هر کار و وظیفه ای سوال خواهند کرد و به خصوص بدانید قشر دانشجو و تشکل های دانشجویی از این پس تمام وظایفی را که به عهده دارید را نه تحت قالبهای جناحی و سیاست بازانه، بلکه در جایگاه عدالت طلبانه و آرمان خواهانه انقلابی دقیقاً و جداً مطالبه خواهند کرد ان شاالله. و این قدم اول است.

رابعاً؛ بدانید هر کسب شهرت و مقبولیتی، ممدوح نیست کسب مقبولیت مشروع، قابل تحسین و اعتناست تاریخ جمهوری اسلامی ایران تجربه کسانی چون ابوالحسن بنی صدر را دارد که در مقطعی از زمان مورد حمایت میلیون ها نفر از مردم بود اما با انجام اعمال خائنانه و آگاه شدن مردم به خیانت هایش سرنوشت آن چنانی برایش رقم خورد.

توصیه سوم و آخر و در واقع هشدار آخر ما: همان توصیه و هشدار شهید گیلانی مدافع حرم شهید سید اسماعیل سیرت نیا در نامه ای است که چندی قبل از شهادتش خطاب به شما نوشت:
آقای مهندس جانباز و پرتلاش جعفرزاده، اگر به جای سربازی ولایت معظم، سرباز و مدافع «سران فتنه سبز اموی و براندازان حامی آنان، و به جای تقویت جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، خدای ناکرده به حمایت جریان فحشا و ول انگاری فرهنگی غیر دینی همت بگمارید، همانگونه که مردم، سران فتنه و عده ای از نمایندگان اسبق استان که امضا کننده نامه پیشنهاد جام زهر و تسلیم در مقابل آمریکای جهانخوار به رهبر معظم انقلاب بودند،و همچنین برخی از آنان در ایجاد آشوب و نافرمانی مدنی در مجلس شورای اسلامی وقت نقش داشتند، مسامحه و مدارا نکرده و آنان با سیلی امت حزب الله و خانواده های معظم شهدا و آحاد مردم مومن این استان روبرو شده و دیگر هیچ وقت کرسی اعتماد مردم و به فرموده جنابعالی خدمت به مردم شریف و سربازی ولایت معظم را به عمر خود ندیده اند.
لذا با ادامه این قبیل رویکردهای عجولانه در دفاع از افراد غیرمطلوب و تضعیف جبهه خودی،» فرجام بدی برای عزیز ارزشمندی همچون شما جانباز سرافراز انقلاب متصور است، به پیوست، لوح فشرده ای حاوی صوت کامل صحبت های دکتر جلیلی در دانشگاهمان جهت استماع، متن کامل نامه ی شهید سیرت نیا جهت یادآوری و لینک دو نرم افزار پیام رسان اجتماعی، جهت اطلاع بهتر شما از اوضاع و اتفاقات داخلی و بین المللی ارائه می شود.

والسلام
بسیج دانشجویی دانشگاه گیلان

دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Copyright © 2011 - 2017 Rez1khabar.ir