امروز مصادف است با: ۱۳۹۶/۰۷/۲۵
تاریخ انتشار:۲۸/ ۰۳/ ۱۳۹۵
دسته خبری: گیلان

نقشی که چشمان نویسنده‌ای فرانسوی را مسحور ساخته و برآن داشته تا داستان این شهر ساحلی را بنویسد. آنچه پیش روی شماست، حاصل گفت‌وگوی صمیمانه با این نقاش فرهیخته گیلانی ست.

به گزارش پایگاه خبری رضوان خبر به نقل از گیل نگاه ، شولای مه و باران‌های همیشه، لالایی امواج، صیادانی که راهی دریا می‌شوند، فانوس‌های دریایی، کشتی‌هایی که می‌آیند و می‌روند، می‌توانند یک شهر را سرشار از داستان کنند. شهر ساحلی انزلی این گونه است که با عطر نقاشی‌ها، آوازها و داستان‌ها هر روز بامدادانش را در گرگ و میشی افسونگر آغاز می‌کند.

حالا می‌گویند روزی دختری هنرمند از شهر مهربان رشت آمده و انزلی را بر بومی نقش زده است. نقشی که چشمان نویسنده‌ای فرانسوی را مسحور ساخته و برآن داشته تا داستان این شهر ساحلی را بنویسد. آنچه پیش روی شماست، حاصل گفت‌وگوی صمیمانه با این نقاش فرهیخته گیلانی ست.

لطفا کمی از پیشینه تحصیلات و فعالیت‌های هنری خود برایمان بگویید.

«پرستو حقی» هستم؛ سال ۱۳۶۵ در رشت به دنیا آمدم. مدرک کارشناسی ام را از دانشکده هنرهای زیبا در رشته نقاشی و کارشناسی ارشدم را در رشته هنر و رسانه در سال ۱۳۹۲ از دانشگاه مونترال در کانادا گرفتم. نزدیک به ۱۲ سال است که به صورت حرفه ای به نقاشی و تصویرگری کتاب می‌پردازم. از سال ۹۲ تاکنون در رشت زندگی می‌کنم و نزدیک به ۳ سال است که یک استودیو راه انداخته ام و در آن مشغول فعالیت‌های هنری هستم. در حال حاضر بیشترین فعالیت من با ناشران خارج از ایران و کشورهایی همچون فرانسه، بلژیک، کانادا، آلمان و مراکش است و تا کنون نزدیک به ۲۰‌جلد کتاب در حوزه تصویرگری کتاب کودک و نوجوان چه در ایران و چه درخارج از کشور ازمن به چاپ رسیده است. البته باید به همکاری ام با ناشران فرانسوی اشاره کنم که حجم بیشتری از فعالیت هایم را به خود اختصاص داده که این موضوع بر می‌گردد به تسلط من به زبان فرانسه که خود زمینه‌ای ایجاد کرد تا ارتباط بیشتر با آن‌ها برقرار کنم.

علاوه بر تصویرگری کتاب، پروژه‌های نقاشی برای نمایشگاه‌های مختلف نیز در دست دارم و در حال حاضر در دانشگاه گیلان، دانشکده هنر در گروه نقاشی تدریس نیز می‌کنم.

اندیشه نقاش شدن چگونه در ذهنتان جان گرفت؟

از همان دوران بچگی علاقه‌ای بیش از اندازه به هنر و به ویژه نقاشی داشتم و تا آنجایی که به خاطر دارم، همیشه دوست داشتم یک نقاش شوم. دوران دبیرستان را ریاضی خواندم و با توجه به نگاه منفی و نامناسب سیستم آموزشی آن دوره و معلم‌ها در مسیر انتخاب رشته هنر با مخالفت‌های زیادی از سوی اطرافیان مواجه شده بودم.

اما راهم را انتخاب کردم و تقریبا از سال دوم دوره لیسانس به شدت مجذوب نگارگری‌های دوران مغول شدم و همین سبب شد تا بیشتر درباره تصویرگری و به‌خصوص تصویرگری کتاب کنجکاو شوم. فعالیت‌های اولیه ام را با ناشران ایرانی و مجلات شروع کردم و اولین کتابم را در فرانسه به چاپ رساندم که عنوانش «لباس جدید پادشاه» اثر «هانس کریستین آندرسن» بوده است.

چطور اندیشه تصویر سازی با موضوع انزلی به ذهنتان رسید؟

ماجرا اینطور شروع شد که در سال‌۸۹‌  «آروین‌ایلبیگی» یکی از دوستان هنرمند اهل انزلی به من سفارش یک فریم تصویرسازی از بندر‌انزلی را داد و از من خواست که نمایی از بندر‌انزلی را در ابعادی بزرگ برایش تصویر‌سازی کنم. این اثر در ابعاد حدودی ۴۰‌در‌۸۰ سانتی‌متر آماده شد و من سفارش را تحویل دادم. آن سال مصادف بود با راهی شدن من به کانادا برای ادامه تحصیل و یادم می‌آید که وقت زیادی هم برای تکمیل سفارش نداشتم و البته برای من بسیار مهم بود که اثر خوبی تحویل بدهم. کار به پایان رسید و چند روز بعد به کانادا رفتم.

اما چند سال بعد یعنی در سال ۹۴ یک نویسنده فرانسوی به نام «olivier pog» که تصویری از این اثر را در وبلاگم دیده بود به من پیشنهاد داد که روی این تصویرسازی، داستانی بنویسد. از آنجایی که نمی‌خواستم هر داستانی روی این تصویر نوشته شود، سعی کردم ماجرای آن را برایش توضیح دهم و معرفی مختصری از بندرانزلی داشته باشم. جالب اینجا بود که خود نویسنده هم مشتاق بود که درباره انزلی بیشتر بداند و حتی برای داستانش از من خواست تا نام‌های ایرانی به او معرفی کنم. بعد از نوشتن و ویرایش و صحبت درباره داستان تصمیم گرفتیم که آن را به چند ناشر فرانسوی معرفی کنیم که خوشبختانه بعد از ۲ ماه یک ناشر فرانسوی به اسم «Frimouss» کتاب را پسندید و با ما قرارداد بست.

 لطفا درباره متن کتاب نیز برایمان توضیح دهید.

داستان یک شعر منثور است که در کنار ۱۴‌تصویر بر صفحات یک کتاب حدود ۳۶‌صفحه‌ای برای کودکان ۸ سال به بالا نوشته شده است. داستان درباره مرد ماهیگیری است که هر روز با قایق کوچکش به دل دریا می‌زند و هر شب با ۱۰ ماهی – نه بیشتر و نه کمتر- به ساحل باز‌می‌گردد و هر روز بخشی از آن ماهی‌ها را به پیرمرد کنار بندر می‌بخشد و چند تایی را نیز در بازار می‌فروشد و…

در واقع داستان با تاکید بر سخاوتمندی و بخشندگی یک ماهیگیر نوشته شده است. این کتاب قرار است اواخر تابستان یا اواسط پاییز امسال به چاپ برسد. به نظر شما انتشار این کتاب چه تاثیری می‌تواند در معرفی شهر انزلی داشته باشد؟

قطعا تاثیر مثبت خواهد داشت. معرفی بندرانزلی و کشور ایران به مردم اروپا یک اتفاق خوشایند است که با انتشار این کتاب رخ می‌دهد. با توجه به شناختی که از ناشران و مردم فرانسه دارم متاسفانه آنها اطلاعات خیلی کمی درباره کشور ایران دارند و این کتاب می‌تواند چهره خوبی از شهر انزلی را برای کودکان فرانسوی به نمایش بگذارد.

آیا برای ترجمه این کتاب تا کنون تمهیدی اندیشیده شده است؟

فعلا به آن فکر نکرده‌ام. منتظرم تا شاهد نتیجه کار باشم و بعد از چاپ کتاب در فرانسه شاید به ناشری در ایران نیز معرفی اش کنم.

دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Copyright © 2011 - 2017 Rez1khabar.ir