امروز مصادف است با: ۱۳۹۵/۱۰/۲۸
تاریخ انتشار:۱۷/ ۰۱/ ۱۳۹۵
دسته خبری: ایران و جهان

برای نمونه در یکی از یادداشت های روزنامه دوم خردادی اعتماد ملی ، نویسنده بواسطه خشم و از دست دادن قوه تفکر، استقبال پرشور مردم از احمدی نژاد در سفرهای استانی را به دلفین هایی تشبیه کرده بود که دور مربی خود برای غذا جمع میشوند! و یا اینکه بسیاری از روزنامه های زنجیره ای به تقلید از هاشمی رفسنجانی، واریز یارانه به مردم را “گداپروری” نامیدند!!

به گزارش پایگاه خبری رضوان خبر به نقل از ۸دی؛ در بخش قبلی به بررسی چرایی ضدیت و تقابل رسانه های زنجیره ای اصلاح طلب با آرمانها و ارزشهای ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی پرداختیم(اینجا بخوانید) و در این بخش به برخی مخالفتها و وارونه نمایی های روزنامه های اصلاح طلب علیه دولت رییس جمهور دولتهای نهم و دهم خواهیم پرداخت و علت و ریشه هجمه های بی سابقه و تضادها و تناقضات علیه دولتهای نهم و دهم را واکاوی خواهیم نمود؛

با روی کار آمدن دولت دکتراحمدی نژاد در سال ۸۴، دو جریان اصلاح طلب و تکنوکراتهای وابسته به هاشمی رفسنجانی که تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ بایکدیگراختلافات شدیدی داشتند و در این انتخابات خود را شکست خورده میدیدند، به یک باره در پیوندی دوراز انتظار، تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا به هر شکل ممکن از محبوبیت رییس جمهور مردمی کاسته و برنامه های دولت نهم اعم ازهدفمندسازی یارانه ها، سفرهای استانی، پروژه عظیم مسکن مهر و… را زیر سوال برده و فضای جامعه را با پروپاگاندای تبلیغاتی و رسانه ای، علیه دولت بسیج نمایند.

اما علت چه بود؟

با وجود رانتخواریها و سوء استفاده های مالی از سوی برخی آقازاده ها و چهره های نزدیک به دولت در دولت سازندگی و دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، تقریبا هیچ صدای مخالفی از حلقوم مطبوعات کشور بیرون نمی آمد و اگر هم رسانه ای جسارت به خرج داده و لب به انتقاد میگشود و پایش را بیش تر از گلیمش دراز می کرد! به سرنوشت روزنامه جهان اسلام مبتلا شده و با توقیف و کارشکنی دولت روبرو می شد. شاید هم به همین علت باشد که اطلاعات زیاد و دقیقی از وضعیت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور در آن دوران در دست نیست.

در دوران اصلاحات و ریاست جمهوری محمد خاتمی، داستان کاملا متفاوت بود. دوران اصلاحات را می توان دوران طوفان رسانه ای در کشور نامید.در این دوران حجم زیادی از روزنامه و مجلات منتشر شد اما از آن جایی که تقریبا همه این رسانه ها وابسته به جریان اصلاح طلبی بودند و دغدغه اساسی آنها مدرنیزه کردن ایران و پالایش بنیادهای انقلاب اسلامی و سکولار نمودن ساختار سیاسی نظام اسلامی بود و همچنین به دلیل پرداختن به نقد افکار و اندیشه های امام خمینی (ره) و حمله به آرمانهای انقلاب و جریانهای سیاسی مخالف اصلاح طلبی و زیر سوال بردن مبانی اعتقادی مردم، دیگر فرصت و انگیزه ای برای بررسی عملکرد دولت باقی نمی گذاشت.

همانگونه که پیشتر اشاره شد گفتمان غالب در دولت محمدخاتمی، گفتمان ارزشهای لیبرال همچون: توسعه سیاسی، جامعه مدنی، تضارب آرا، مسامحه و مصالحه و… بود و از آنجایی که این دولت (دولت اصلاحات)و چهره های ارشد نظریه پرداز آن در طول ۸سال دولت خاتمی در خواب خرگوشی تغییر ساختار نظام سیاسی جمهوری اسلامی به سر میبردند و روزی نبود که رسانه های زنجیره ای وابسته به این جریان منحرف، علیه نهادهای انقلابی نظام مانند: شورای نگهبان، سپاه و بسیج، قوه قضاییه و در راس همه ی آنها ولایت فقیه ، توهین و هجمه و تشکیک ایجاد نمایند، ناگهان و در عین ناباوری همگان به خصوص اصلاح طلبان و تکنوکراتهای وابسته به تیم هاشمی رفسنجانی، دولتی با گفتمان اصیل انقلاب اسلامی روی کار آمد و برای غربزدگانی که دل به تغییر و تضعیف انقلاب و ارکان انقلابی آن بسته بودند همچون سونامی سیاسی و حادثه ای بسیار دردناک و غم انگیز به حساب می آمد.

با روی کار آمدن احمدی نژاد و پایان دوران اصلاحات، رودخانه رسانه در کشور جریان یافته اما بااین وجود بازهم مانند گذشته بیشترین سهم را در خوراک خبری مردم، رسانه های اصلاح طلب داشتند.آنها که دوران احمدی نژاد رابازگشت به عقب ایدئولوژیک و یک شکست گفتمانی تلقی کرده بودند تصمیم بر تخریب دولت و شخص رییس جمهور گرفتند و ایجاد شبهه و ابهام در اذهام عمومی نسبت به عدم کفایت رییس دولت، جنجال آفرینی و شانتاژ رسانه ای در برابر عملکردها و تصمیمات دولت از دیگر برنامه های آنها بود. اگر چه خود احمدی نژاد نیز در برخی موارد با اشتباهات و حاشیه هایش خوراک خوبی را برای آنها مهیا می کرد.

سیاه نمایی رسانه ای در دوران احمدی نژاد، با هدف فاصله گرفتن مردم از دولت آغاز شد و این در حالی بود که مردم اقدامات مثبت و رو به جلوی دولت را حداقل در ۴ سال اول به طور کامل لمس می کردند.پروژه احمدی نژاد ستیزی در حقیقت جنگ سرد اصلاحات با جریان آرمانگرای انقلابی بود، که هدف آن را می توان دلسرد کردن مردم نسبت به گفتمان انقلاب اسلامی و ایجاد میل دوباره به جریان اصلاح طلبی ارزیابی کرد.

از این رو تنها راه باقی مانده برای رسانه های دوجریان ورشکسته اصلاح طلب و کارگزاران، افترا، توهین و تحقیر کارنامه دولت نهم و دهم بود تا از این طریق جلوی تقویت ومحبوبیت و ریشه دواندن جریانهای انقلابی و اصولگرا در جامعه گرفته شده و یک حس بدبینی در جامعه نسبت به نیروهای ارزشی و مومن به خصوص دولت دکتر احمدی نژاد و عملکرد سیاسی و اقتصادی آن، که در آن برهه از حمایتهای خاص و عنایتهای ویژه مقام معظم رهبری برخورداربود، ایجاد نمایند.

در آن دوران به خصوص دردوره ی چهارساله ی اول ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، که یقینا بسیاری از خوانندگان محترم هنوز به خاطر دارند، رسانه های زنجیره ای اصلاح طلب  بسیاری از کارهای مثبت دولت را منفی جلوه داده و راست و دروغها را در هم آمیخته تا نکند اتفاقی مثبت از دولتمردان دولت نهم ودهم در اذهان و افکار عمومی باقی بماند.

شاید آن موج منفی وسیع و آلوده سازی فضای سیاسی اجتماعی کشورعلیه یک دولت قانونی و مردمی، تا آن زمان بی سابقه بود و حتی برخی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان ضدانقلاب برای تخریب عملکرد دولت مردمی نهم و دهم وتضعیف نگاه انقلابی آن به سیاست خارجی، ازنوشته ها و سیاه نمایی های روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلب کمک میگرفتند. البته ناگفته نماند برخی عملکردهای دوراز انتظار رییس جمهور سابق مانند پافشاری غیرمنطقی بر برخی مواضع و اقدامات اشتباه خود(همچون: تغییرات سریع و جابه جایی های زود به زود وزرا و مسئولین و عدم بکارگیری معاونان ومشاوران دلسوز و ارزشی ) باعث دلخوری نیروهای انقلابی وحزب اللهی شد و بهانه ای به دست رسانه های زرد اصلاح طلب داد تا با عزمی جدی تر به تخریب و وارونه نمایی عملکرد دولت احمدی نژاد بپردازند

برای نمونه در یکی از یادداشت های روزنامه دوم خردادی اعتماد ملی ، نویسنده بواسطه خشم و از دست دادن قوه تفکر، استقبال پرشور مردم از احمدی نژاد در سفرهای استانی را به دلفین هایی تشبیه کرده بود که دور مربی خود برای غذا جمع میشوند! و یا اینکه بسیاری از روزنامه های زنجیره ای به تقلید از هاشمی رفسنجانی، واریز یارانه به مردم را “گداپروری” نامیدند!(۱) همه ی این انتقادات رسانه های زنجیره ای اصلاح طلب به دولت در حالی بود که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ یکی از شعارهای اصلی مهدی کروبی از نامزدهای اصلاح طلب انتخابات، واریز یارانه ماهانه ۵۰هزارتومانی به هر ایرانی بود و همچنین هاشمی رفسنجانی دیگر کاندیدای ریاست جمهوری سال ۸۴ و از منتقدین سرسخت احمدی نژاد، موضوع پرداخت یارانه ۱۸۰هزارتومانی به بیکاران را مطرح نمود! که جای سوال است چرا اصلاح طلبان و رسانه هایشان در آن زمان صحبتی از گداپروری به میان نیاوردند و سکوت اختیار کردند؟!!

باز در همین رابطه میتوان به گرانی قیمت مرغ در دو دولت احمدی نژاد و روحانی و برخورد متفاوت رسانه های اصلاح طلب به این مسئله اشاره نمود . این رسانه ها در مورد اول یعنی در دولت احمدی نژاد خواستار استعفا و عذر خواهی رییس جمهوراز مردم شدند در صورتی که به همین قضیه(گرانی مرغ) در دولت روحانی هیچ عکس العمل و واکنشی نشان ندادند!!

مقایسه مواضع این جریان‌ها در برابر یک حادثه مشابه در دو مقطع زمانی، معیار خوبی برای قضاوت درباره سیاسی‌کاری و بازی با سفره مردم از جانب آنها است

حسن روحانی در سال ۹۱ و اواخر دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد در واکنش به گران شدن مرغ که قیمت آن به هرکیلو ۷۰۰۰تومان رسیده بود گفته بود: « “وقتی در مقطعی قیمت مرغ به ۷ هزار تومان افزایش می‌یابد، می‌توان عدم برنامه‌ریزی مناسب را مشاهده کرد”»(۱) در حالی که در دوره ی حسن روحانی یعنی اسفند سال ۱۳۹۳ قیمت مرغ به هرکیلو ۹۰۰۰ تومان رسیده بود!!! ولی انتقادی از سوی روزنامه های زنجیره ای به این مقوله مشاهده نمیشد.

اما این فقط روحانی نبود که به گرانی مرغ در سال ۱۳۹۱ واکنش نشان داد و آن را نشانه بی‌برنامگی دولت خواند، بلکه در آن مقطع نشریات زنجیره‌ای به شدت این موضوع را دستاویز هجمه به دولت وقت قرار دادند.

به عنوان نمونه سایت آفتاب یکی از رسانه های اصلاح طلب و از نزدیک‌ترین سایت‌ها به تیم حسن روحانی در آن مقطع زمانی ده‌ها مطلب و گزارش در نقد دولت دهم بابت گرانی مرغ منتشر کرد و در نقش دلسوز سفره مردم ظاهرشد.

این سایت در تاریخ ۸مرداد ۹۱ نوشت : چرا دولت از مردم عذر خواهی نمیکند؟(۲)

سایت آفتاب نیوز در تاریخ ۳۱تیر ۹۴ با زدن تیتر بزرگ “به جای مدیریت جهان، مرغ را مدیریت کنید” به صورت غیر مستقیم به تحقیر ایدئولوژی انقلاب اسلامی در مورد انتقاد به نحوه ی مدیریت جهان پرداخت.

همچنین در تاریخ ۲۸ تیر ۹۱ یکی دیگر از رسانه های اصلاح طلب با تیتر “یاد مرغ بخیر ، بفرمایید آب زرشک” به داستان سرایی و قصه پردازی پیرامون گرانی مرغ به جای نشان دادن راه حل های اقتصادی برای حل مشکل تورم پرداخت.

در همین رابطه روزنامه اصلاح طلب مردم سالاری در تاریخ ۴مرداد ۹۱ به بهانه گرانی مرغ کل کارنامه اقتصادی دولت نهم ودهم را زیر سوال برد و با تیتر درشت ” نمیتوان برای دولتی که راه حلی برای کنترل قیمت مرغ پیدا نکرده انتظار داشت برای بحران بزرگ بیکاری راه حل پیدا کرد”

که این چند نمونه مشت از خروار، ناشی از فشارهای عصبی و روانی رسانه های اصلاح طلب به سبب مشی انقلابی دولت قبل میباشد.  

ادامه دارد…

(۱)پایگاه خبری مشرق

(۲)همان

دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Copyright © 2011 - 2016 Rez1khabar.ir