امروز مصادف است با: ۱۳۹۶/۰۱/۰۵
تاریخ انتشار:۲۲/ ۰۱/ ۱۳۹۵
دسته خبری: ایران و جهان
شاه سعودی در مصر؛

اگرچه اهداف اقتصادی مهمترین دلیل سفر پادشاه عربستان به مصر عنوان شده، اما در این تردید نیست که بایدها و نبایدهای سیاسی عامل این سفر بوده اند.

به گزارش پایگاه خبری رضوان خبر به نقل از مشرق ، مصر به دلایل سیاسی، جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی، از روزگاران گذشته بخشی جدایی ‎ناپذیر از معادلات خاورمیانه و جهان بوده است، نخست آن که مصر، یک کشور مسلمان و صاحب مرجعیت دینی و علمی اهل تسنن در جهان اسلام به‎ شمار می رود و این به استناد قدمت تاریخی «دانشگاه الازهر» و علما و اندیشمندانی است که در دامن آن پرورش یافته ‎اند.

دیگر آن‎ که تمدن مصر یکی از معدود تمدن‎‎ های باستانی چند هزار ساله جهان است که به فرهنگ و مردم این سرزمین اعتبار می ‎بخشد، اما مهم تر از آن مصر پر ‎جمعیت ‎ترین کشور عربی مسلمان در خاورمیانه و شمال آفریقاست.

افزون بر آن، مصر به‎ دلیل ظرفیت ‎‎هایی که گفته شد، شاهد به قدرت رسیدن دولت‎‎ ها و رهبران سیاسی و مذهبی در تاریخ معاصر خود بوده که توانسته‎ اند با پشتوانه عواملی مانند مذهب و ناسیونالیسم، داعیه ‎دار رهبری جهان عرب و جهان اسلام باشند؛ اگرچه شرایط کنونی آشفته مصر و بروز تحولات نوین در منطقه و ظهور بازیگران جدید، موجب تغییر در مناسبات شده و در کوتاه ‎مدت چشم ‎انداز روشنی از گذشته اقتدارآمیز مصر دیده نمی شود.

پنجم آن ‎که مصر به لحاظ ژئوپلیتیک با در اختیار داشتن گذرگاه آبی سوئز، در واقع شاهراه ترانزیت و تجارت جهانی را در اختیار دارد و از سوی دیگر به‎ دلیل هم جواری با سرزمین های اشغالی، یکی از طرف ‎‎های مناقشه ۷۰ ساله فلسطین بوده است.

اما با وجود تحولات شگرف منطقه‎ ای و بین‎ المللی، مصر هنوز جایگاه خود را در خاورمیانه و جهان عرب داراست و همین موضوع، موجب می شود، مصری ها، کشور خود را کانون جهان عرب و مرکز دنیا بدانند.

بایدها و نبایدهایی که ملک سلمان را راهی قاهره کرد

مناسبات قاهره – ریاض: تاریخی مملو از تنش

مصر و عربستان اگرچه دارای روابط تاریخی ریشه دار و بسیار قدیمی هستند که به دوره روی کار آمدن اولین حکومت آل سعود در سرزمین حجاز باز می گردد، اما تنش و بحران مهمترین ویژگی حاکم بر این روابط بود که تا تاسیس سومین حکومت پادشاهی آل سعود به دست «عبدالعزیز بن سعود» در سال ۱۹۲۶ ادامه داشت و در تمام طول این سال ها قاهره تلاش می کرد، با دوری از حکام سعودی از تشدید تنش بین دو طرف جلوگیری کند.

تنش در روابط فیمابین تا سال ۱۹۳۶ ادامه داشت. در این سال «طلعت حرب پاشا»، بازرگان و تاجر مصری با بهره گیری از نفوذ گسترده خویش در ملک عبدالعزیز و «ملک فؤاد»، پادشاه مصر زمینه تفاهم و امضای قراردادی دو جانبه بین دو پادشاه را فراهم کرد تا پایه گذار مرحله ای جدید از روابط دیپلماتیک بین قاهره و ریاض باشد.

اشتراک منافع دو کشور که در مبارزه با امپراتوری عثمانی نمود می یافت، موجب شد تا عربستان در دهه سی قرن بیست، مواضعی همسو با مصر در زمینه وحدت جهان عرب و تشکیل اتحادیه عرب اتخاذ کند که رهاورد آن اعلام تشکیل این سازمان در سال ۱۹۴۴ در اسکندریه مصر با محوریت پرداختن به «قضیه فلسطینی» بود.

این روابط تا سال ۱۹۵۲ و براندازی حکومت پادشاهی در مصر و به تبع آن تشکیل حکومت جمهوری و روی کار آمدن «جمال عبد الناصر» به عنوان دومین رئیس جمهوری در مصر ادامه داشت، اما آغاز جنگ یمن در سال ۱۹۶۲ و اختلاف مواضع عبدالناصر با ملک سعود، پادشاه وقت عربستان یکی از طولانی ترین بحران های میان مصر و عربستان را رقم زد تا اواخر زندگی عبدالناصر در سال ۱۹۷۰ و دوران پادشاهی «ملک فیصل» که پس از ملک سعود به قدرت رسیده بود، ادامه داشت.

اگرچه چند سال ‌بعد پرونده این بحران بسته شد، اما پایانی بر تنش‌ های بین دو کشور متصور نبود، اختلاف برسر امضای توافقنامه ننگین «کمپ دیوید» در دوره ریاست جمهوری «انور سادات» که به اتحاد عراق و عربستان مقابل مصر و تعلیق عضویت این کشور از اتحادیه عرب و قطع روابط بسیاری از کشورهای عربی با مصر منتهی شد تا زمان ترور سادات آغاز ریاست جمهوری «حسنی مبارک» ادامه داشت تا پس از آن روابط دو کشور به تدریجا بهبود یافته و تا بالاترین سطح ارتقا یابد.

مبارک با تبدیل مصر به متحدی کلیدی برای آمریکا در عمل به مهم ‎ترین متحد عربستان در منطقه تبدیل شد و در جریان انقلاب مردمی ۲۵ ژانویه مصر که به سرنگونی دیکتاتوری مبارک منتهی شد، بارها حمایت ریاض را از وی اعلام کرد و خواستار پناهندگی مبارک و خانواده اش، همانند «زین العابدین بن علی»، دیکتاتور سرنگون شده تونس و خانواده اش به عربستان سعودی شد.
ناگفته پیداست، سعودی ها در برابر انقلاب مصر که با قدرت یافتن جماعت «اخوان المسلمین»، رقیب تاریخی آل سعود و تشکیل دولت توسط آنها به دست «محمد مرسی» همراه بود، چه موضعی اتخاذ کردند.

عربستان که قدرت یافتن اخوانی ها در مصر به کابوسی برایش مبدل شده بود، از هیچ اقدامی در حمایت از مخالفان این جماعت و از هیچ تلاشی جهت براندازی حکومت نوپای اخوانی ها فروگذاری نکرد.

دخالت عربستان در امور داخلی مصر موجب سرنگونی حکومت اخوان المسلمین در این کشور شد، به گونه ای که مستندات به دست آمده به نقش اصلی سعودی ها در برکناری محمد مرسی اشاره و تاکید می کند که آل سعود قرار داشتن اخوانی ها در راس حکومت کشور مهم و تاثیر گذاری همچون مصر را خطر و تهدیدی بزرگ برای خود و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می دیدید.

به این ترتیب در گام اول با «تروریست» خواندن این جماعت و جو سازی رسانه ای و روانی علیه آن و دامن زدن به اعتراض ها و انتقادهای داخلی زمینه کودتای ۳۰ ژوئن ۲۰۱۳ و به قدرت رسیدن مجدد نظامیان در مصر به رهبری «عبدالفتاح السیسی» را فراهم و با به قدرت رسیدن السیسی حمایت خود را از وی و حکومتش اعلام کرد.

بایدها و نبایدهایی که ملک سلمان را راهی قاهره کرد

روابط مصر و عربستان و میزان همسویی السیسی با سعودی ها

عبدالفتاح السیسی پس از به قدرت رسیدن بارها بر استراتژیک بودن روابط کشورش با عربستان تاکید ‌کرده تا بتواند این کشور را حامی خود نگه دارد. چون وی به لطف کمک های مالی عربستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بود که توانست، اقتصاد درحال فروپاشی مصر را سر پا نگه دارد و صدای مصری‌ ها را که به اوضاع اقتصادی کشورشان معترض بودند، آرام کند.

با وجود تلاش های عربستان جهت به قدرت رسیدن السیسی، اما به نظر نمی رسد، در سیاست هایش نشانی از همسویی با ریاض بتوان دید و دلیل این مدعا عبارت است از:

– روی آوردن قاهره به مسکو: السیسی که پس از روی کار آمدن شاهد تعلیق کمک های نظامی آمریکا به حکومتش در حمایت از مرسی بود، راه مسکو و از سرگیری روابط با روس ها را پیش گرفت.

– حمایت ازدمشق در بحران سوریه: در حالی که عربستان با راه سیاسی و مسالمت آمیز جهت حل بحران سوریه مخالف است و بر گزینه نظامی جهت براندازی نظام در این کشور تاکید می کند، قاهره همچنان به دنبال راه‌ حلی میانه است و مواضع رسمی مقامات مصری از بی ‌طرفی آنها در قبال بحران سوریه حکایت دارد، افزون بر اینکه مصر از جمله کشورهایی بود که از ورود نظامی روسیه به عرصه میدانی سوریه استقبال کرد، در حالی که سعودی ها به شدت این اقدام مسکو را محکوم و حتی تهدید به دخالت نظامی و اعزام نیرو به داخل سوریه کردند.

– موضع گیری در قبال تهران: در مورد مواضع گرفته شده در قبال جمهوری اسلامی ایران نیز می ‌توان گفت که عربستان سعودی همواره سیاستی در قبال تهران اتخاذ کرده که خصومت ورزی و اتهام‌ پراکنی مبنی بر دخالت ایران در امور داخلی کشورهای عربی مهمترین مشخصه آن است و در این راه از هیچ تلاشی جهت مقابله با ایران و محور مقاومت در منطقه دریغ نمی کند، در حالی که حکومت السیسی اگرچه گام موثری در مسیر بهبود رابطه با تهران بر نداشته است، اما تاکنون رویکردی منفی در این باره اتخاذ نکرده است.

– نزدیکی عربستان به قطر و ترکیه و دوری از مصر: از همان آغاز قدرت گرفتن ملک سلمان، عربستان در صدد برآمد به ائتلاف ترکیه و قطر ملحق شده و از محور امارات متحده عربی و مصر فاصله بگیرد و به جنبش اخوان المسلمین که ملک عبدالله آن را در فهرست گروه های تروریستی قرار داده بود، نزدیک شود. این تغییر بزرگ در ائتلاف سعودی عامل اصلی سردی روابط این کشور با مصر و در نتیجه توقف کمک های مالی سعودی به قاهره در این برهه بود. السیسی در مقابل از مشارکت در ائتلاف عربی به رهبری عربستان در جنگ علیه یمن و اعزام نیرو برای شرکت در جنگ علیه نیروهای یمنی و جنبش انصار الله خودداری کرد.

بایدها و نبایدهایی که ملک سلمان را راهی قاهره کرد

سفر ملک سلمان به مصر و اهداف شاه سعودی

ملک سلمان پنج شنبه گذشته به منظور دیدار با السیسی درحالی وارد قاهره شد که این اولین سفر پادشاه عربستان به مصر پس رسیدن به قدرت شمرده می شود.

اگر اخبار منتشر شده ملاک تحلیل این سفر باشد، باید گفت که سفر پادشاه عربستان به مصر بیش از اینکه بُعد و صبغه سیاسی داشته باشد، اهداف اقتصادی را دنبال می کند، چون رسانه های سعودی اعلام کردند، قرار است، در این سفر ۲۴ توافقنامه و تفاهمنامه همکاری میان دو طرف امضا شود و رسانه های عربی ارزش این توافقنامه ها را بیش از ۲ میلیارد دلار تخمین زده اند.

در این تردید نیست، در پس اهداف اقتصادی مذکور، ملک سلمان در مصر به درپی حل اختلافات سیاسی و همسویی مواضع بین ریاض و قاهره باشد که در سطور بالا به برخی از مهمترین این اختلافات اشاره شد.

لذا تغییر موضع سیاسی قاهره در قبال سوریه به خصوص سرنوشت «بشار اسد»، رئیس جمهوری این کشور که «سامح شکری»، وزیر خارجه مصر در مناسبت های مختلف به صراحت بر تعیین سرنوشت وی به دست مردم سوریه تاکید کرده، یکی از مهمترین اهداف سفر ملک سلمان و دیدار با مقامات مسئول ارشد مصری است.

دومین هدف، شاه سعودی در مصر را مجاب کردن مصر به مشارکت در ائتلاف سعودی علیه یمن است، رژیم سعودی یک سال پیش با وجود رایزنی های گسترده با مقامات مصری موفق نشد، قاهره را به مشارکت در ائتلاف سعودی علیه یمن مجاب کنند، این در حالی است که سعودی ها در بدو تشکیل ائتلاف خود علیه یمن حساب ویژه ای روی مصر باز کرده بودند و در تمام طول این مدت قاهره پیشنهادات مالی وسوسه انگیز سعودی ها در قبال مشارکت در ائتلاف سعودی علیه یمن را رد کرده است.

میانجیگری میان قاهره و آنکارا برای آشتی و از سرگیری روابط که زمینه ساز تشکیل ائتلافی سه جانبه متشکل از مصر و عربستان و ترکیه خواهد بود و راه را جهت پیشبرد و تحقق اهداف منطقه ای این کشورها تسهیل خواهد کرد، در صورت توافق بر سر قضایا و پرونده های منطقه ای مهمی همچون بحران یمن و سوریه، از دیگر اهداف ملک سلمان در دیدار با السیسی است.

بایدها و نبایدهایی که ملک سلمان را راهی قاهره کرد

در این بین اگرچه وزیر خارجه مصر طی سخنانی از نبود هرگونه اختلاف بین دو کشور از جمله در پرونده سوریه سخن گفته، اما واقعیت ها چیز دیگری می گویند و علت مطرح شدن این اظهارات نیز کاملا واضح و قابل فهم است.

قاهره با شرایط اقتصادی وخیمی دست به گریبان است که آن را بیش از هر زمان دیگری به کمک های مالی خارجی نیازمند کرده است، لذا قاهره نه توان و قدرت رویارویی مستقیم در برابر سعودی ها را دارد و نه عقل و منطق حکم می کند که بی پروا از در مخالفت با ریاض برخیزد.

بنابراین بر خلاف اظهارات وزیر خارجه مصر روابط قاهره و ریاض را «راهبردی» توصیف کرده بود، نشانه ای مبنی بر راهبردی بودن این روابط دست کم در دو پرونده یمن و سوریه دیده نمی شود و به نظر می رسد، ملک سلمان، شخصا راه قاهره را پیش گرفته تا به هر ترتیب و به هر قیمت قاهره را به تغییر سیاست های منطقه ایش و همسو با ریاض وادار کند.

شکست های متعدد عربستان سعودی در منطقه به خصوص در سوریه و یمن، پادشاه عربستان را بر آن داشته تا با سفر به مصر، از یک سو با حل و فصل اختلافات سیاسی فیما بین و ایجاد مصالحه میان آنکارا و قاهره، ائتلاف قدرتمندی را برای نجات خود از باتلاق هایی که در آن گرفتار شده است، تشکیل دهد و از سوی دیگر، با جلوگیری از تعمیق اختلافات و شکاف ها، موجبات دوری بیش از پیش مصر و روی گردانی از محور سعودی را فراهم نکند، چون این به معنای نزدیکی به ایران و افتادن در دامان محور مقاومت است و در این شرایط بازگرداندن مصر به دامان سعودی ها اگر غیر ممکن نباشد، بسیار سخت خواهد بود.

دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Copyright © 2011 - 2016 Rez1khabar.ir