امروز مصادف است با: ۱۳۹۶/۰۱/۱۰
تاریخ انتشار:۲۳/ ۰۱/ ۱۳۹۵
پاسخی به هجمه روزنامه اصلاح‌طلب به "سلحشور انقلاب"/

اگر بپذیریم که مرحوم سلحشور نماینده هنری جریان متعهد و انقلابی است حمایت از مرحوم سلحشور حمایت از منش و تفکر اوست.و مسلم است که رفتاتر آدم هاست که رفتار مردم را می سازد.و نسبت محبوبیت و مردم هم در همین جاست.جایی که محبوبیت بر خلاف گفته مخالفان مرحوم سلحشور دستوری نیست بلکه پذیرفته می شود.

به گزارش پایگاه خبری رضوان خبر به نقل از راه دانا؛ روزنامه آفتاب یزد امروز در سرمقاله خود یادداشتی به قلم سردبیرش منتشر کرد که علامت سوال های متفاوتی را پیش چشم خواننده قرار می داد.

موضوع از این قرار است که در این یادداشت نویسنده به صراحت و البته با انتخاب تیتری جهت دار با عنوان«محبوبیت دستوری» ضمن رد محبوبیت مرحوم سلحشور در میان مردم تلاش کرده رسانه های مختلف را به محبوبیت سازی برای این هنرمند متعهد محکوم کند.

این نوشته در حقیقت پاسخ به این یادداشت نیست بلکه سعی دارد مخاطب را به یک قضاوت دعوت کند.

اگر به مجموعه آثار مرحوم فرج الله سلحشور نگاهی گذرا داشته باشیم ؛ به خصوص دو سریال مشهور او یعنی «مردان آنجلوس» و « یوسف پیامبر(ص)» و بازخوردهایی که این دو سریال به تناوب در میان افراد جامعه داشته را بسنجیم پذیرفته شدگی و مقبولیت آن ها و کارگردانش انکارنشدنی است.

اگرچه ممکن است هر اثر هنری دچار نقاط ضعف و قوتی باشد و هر هنرمندی در کارنامه خود دچار نوسان می شود اما مقبولیت این آثار در میان مردم و استقبال آن ها از تماشای چندباره اثری مثل یوسف پیامبر(ص) نشانه چیست؟ حتی اگر بخواهیم پخش بین المللی این سریال در برخی کشورهای اسلامی و استقبال جهانی آن را هم نادیده بگیریم.

رهیافت این سوال نشان از آن دارد که پذیرفته شدن آثار مرحوم سلحشور در این سال ها نشانه ای جز محبوبیتش در میان مردم ندارد و به نظر می رسد هر گونه تلاش برای القای خلاف این مسئله  در افکار عمومی مورد قضاوت قرار گرفته و صحتش تایید نمی شود.

مقایسه دو اثر هنری از دو کارگردان متفاوت در یک ژانر نمی تواند ادله درستی باشد برای زیر سوال بردن ماهیت هنری مستقل اثر یک هنرمند.به عنوان مثال مردم با تماشای سریال مختارنامه هیچ گاه به این مسئله توجه نمی کنند که قوت این سریال باعث به چشم آمدن ضعف های سریال یوسف پیامبر می شود.همان گونه که یک منتقد اثر یک هنرمند را مستقل نگاه می کند مردم نیز دارای این نگاه مستقل هستند و حتی این سوال به وجود می آید که آیا اصلا این مقایسه منطقی است؟

از سویی ایجاد شبهه گفتگوهای خودنوشته پس از مرگ هنرمندان غیر قابل پذیرش و توجیه نیافتنی است.از سال های گذشته بعد از مرگ هر هنرمندی موجی از مصاحبه ها و گفتگو های منتشر نشده در رسانه های مختلف با دیدگاه های مختلف منتشر می شود.از هر هنرمندی با هر طرز تفکری که داشته است هنرمندانی چون محمد علی سپانلو ، محمود استاد محمد ، رسول ملاقلی پور  و بسیاری دیگر که می توان باز از آن ها نام برد.این موضوع برای مخاطبان پذیرفته شده است و به نظر می رسد اهالی رسانه خود بیشتر به دلیل منتشر نشدن این گفتگوها در زمان حیات هنرمندان واقف هستند.گاهی یک گفتگو ممکن است درباره موضوع خاصی بوده و گذشت زمان موجب بیات شدن سوژه و مسئله مطرح شده است.گاهی نیز یک مصاحبه برای روز و مراسم خاصی که قرار است در آینده اتفاق بیافتد صورت گرفته  که ممکن است مرگ یک هنرمند دقیقا قبل از انتشار این گفتگو صورت بگیرد.

از دل همه اتهام ها و حمله هایی که حتی پس از مرگ هنرمندی مثل فرج الله سلحشور بر می آید هر چند به طور مشخص می توان به پاسخ های قاطعی درباره علت این اقدام ها رسید اما موضوع اصلی آن جاست که اخلاق رسانه ای در کجای این نوشته ها قرار دارد.

اگر رسانه ای به بهانه هایی نسنجیده که هیچ رابطه علت و معلولی برای بیان حقیقت و واقعیت ندارد ضمن این که مرحوم سلحشور را نماینده یک تفکر و محبوب یک جریان خاص تلقی کرده  و معتقد است نمی توان به زور یک هنرمند را در دل مردم محبوب کرد با کدام ادله این صحبت را می کند و آیا این جز یک انتقام گیری ایدئولوژیک با هنرمند متعهدی چون فرج الله سلحشور نسیت؟

اگر چه با نگاهی به دور از شایبه اغراض محبوبیت هنرمندی چون مرحوم سلحشور در میان مردم غیرقابل انکار است اما اگر بپذیریم که مرحوم سلحشور نماینده هنری جریان متعهد و انقلابی است حمایت از مرحوم سلحشور حمایت از منش و تفکر اوست.و مسلم است که رفتار آدم هاست که رفتار مردم را می سازد.و نسبت محبوبیت و مردم هم در همین جاست.جایی که محبوبیت بر خلاف گفته مخالفان مرحوم سلحشور دستوری نیست بلکه  پذیرفته می شود.

دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Copyright © 2011 - 2016 Rez1khabar.ir