امروز مصادف است با: ۱۳۹۶/۰۱/۰۳
تاریخ انتشار:۳۱/ ۰۱/ ۱۳۹۵
سوال فلسفی حاتمی کیا از مردم ایران/

موضوعی که در ۳۰ سال پیش هم مطرح بود و مبانی انقلاب اسلامی فارغ از جناح بازی های سیاسی عمل می کند و تکنیک و حرف امروز حاتمی کیا در فیلم بادیگارد مصداق سخن مدرس است که امام خمینی نیز بازگو کرده بودند” سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست” و در بادیگارد پیوند این دو را به خوبی می توان مشاهده کرد.

به گزارش پایگاه خبری رضوان خبر به نقل از ۸دی، فیلم سینمایی بادیگارد آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیا ۱۳۹۴ در ژانر اکشن و ماجرایی و با رویکرد نقد درون گفتمانی ساخته شده است که از لحاظ فرم و محتوا نسبت به دیگر فیلمهای سینمای ایران بسیار متفاوت است.

موضوع درباره بادیگاردی است به نام «حیدر» که وظیفه حفاظت از مسؤولان بلندپایه کشور را برعهده دارد. نقش او را پرویز پرستویی بازی می‌کند. حیدر شخصیت آرمانگرایی است که مسائلی را در کارش می‌بیند و این مسائل او را نسبت به کارش دچار تضاد و شک و تردید می‌کند.

67hif9ftanb74ibr66hq

نقد فنی فیلم:

فیلم بادیگارد در فیلمنامه قصه ای ساده را دنبال می کند اما در لایه های این داستان گنجاندن مفاهیم عمیق و بسیار پرمفهوم که حتی بازیگران مکمل را دربر می گیرد نشان از تفکر زیاد و دقت نظر بر روی روند قصه است.در فیلمنامه با اینکه نه خبری از غافلگیری به معنای فریب است و نه خبری از یک شگفتی اما با همه اوصاف ارزش فهمیدن و درگیر شدن در قصه را دارد.

درون مایه طنزی که بیشتر از جانب دانشمند هسته ای دیده می شد، نه به منظور طنز بود که اصول طنز آمیز داشته باشد و حتی به شخصیت فیلم هم نمی خورد و اگر هم به منظور طبیعی شدن قصه بود که خود آن باعث دست انداختن محتوا و بحث جدی فیلم بود.

دکوپاز فیلم دارای یک ضرباهنگ آرامی است که با توجه به قصه و فیلمنامه آرامش این ضرباهنگ را دو چندان می کند که موجب خستگی مخاطب می شود. خستگی نه به این معنی که فیلمی ضعیف و بی محتوایی را شاهد باشیم و از تماشای آن پشیمان شویم بلکه خستگی از بابت ندیدن چالش و اتفاق و حرف جدید که قهرمان داستان را دچار کند و در جاهایی چالش و دیالوگی که منظور اصلی فیلم است نیز تکرار می شود.

poshtesahnebodyguard6

همچنین در چیدمان سکانس ها می توانست قالب بهتری داشته باشد به طوریکه اگر سکانس انفجار بمب بعد از دو سکانس ابتدایی بیمارستان و درگیری در پارک می آمد در واقع از لحاظ استاندارد فیلمنامه ای که معمولا شروع قصه بعد از گذشت ۱۵ دقیقه از زمان فیلم است نیز شکل می گرفت چرا که آن دو سکانس هیچ ارتباطی به داستان اصلی ندارند و مخاطب بعد از تماشای انفجار بمب چند دقیقه ای از داستان جدا می شود که اگر این نکته لحاظ می شد معرفی و شخصیت پردازی کارکتر قبل از اتفاق اصلی بهتر صورت می گرفت.

در ادامه فیلم البته کارگردانی بسیار قوی و با سلیقه ای را می بینیم، چه از لحاظ انتخاب قاب ها و میزانسن و حرکت بازیگران و چه در میز تدوین و نماهایی که به موقع slow , آهسته می شدند و…

poshtesahnebodyguard1

همچنین در سکانس پایانی و داخل تونل بسیار برای مخاطب نفس گیر می شود منتهی یکی از نکات ضعف حاتمی کیا در سکانس های حساس خود، پرداخت طولانی مدت به تصاویر و جزئیات غیر ضروری است.

در سکانس داخل تونل که یک برداشت اکشن همراه با جلوه های ویژه بود کش آمدن فریم های چپ کردن اتومبیل باعث متوجه شدن ضعف های تکنیکی در جلوه های ویژه و مصنوعی بودن کار می شود که این ایراد در سکانس سقوط هلی کوپتر در فیلم “چ” نیز مشهود بود.

به طور قطع جلوه های ویژه برای پوشاندن مواردی است که در واقعیت بر نمی آید و برای یک صحنه چپ کردن اتومبیل که در یک ثانیه رخ می دهد، چندین ثانیه نمایش با جلوه های تکنیکی باعث بیشتر شدن مصنوع و غیر واقع بودن می شود هر چند که در دنیای فیلم واقعیت به خوبی رخ می دهد اما در پیوندش با مخاطب نشسته در دنیای واقعی دارای مشکل است.

موسیقی های فیلم حاتمی کیا همیشه با یک سلیقه منحصر به فرد و ماندگاری همراه است و در بادیگارد هم با حضور آهنگساز خوبی به نام کارن همایونفر نیز همینگونه است و همراه خوب قصه و سکانس های داستان است.

در بازی بازیگران هم تردیدی نیست به واسطه حس های سنگینی که در درون کارکترها لحاظ شده بود و اکثر مفاهیم فیلم هم از آنجا بر می آمد، بازی این نقش ها فقط می توانست با افراد با تجربه و کارکشته صورت پذیرد که همینگونه نیز بود.

poshtesahnebodyguard7

نقد محتوایی فیلم:

“بادیگارد حاتمی کیا” که معمولا اسم کارگردان را همراه با نام فیلم می آورند، مدلی از نام گذاری می باشد که برای کارگردانان بزرگ صورت می گیرد همچنین در فیلم قبلی او نیز مرسوم بود و به این خاطر است که حاتمی کیا در سالهای اخیر سینمای ایران تبدیل به یک برند و اعتباری شده است که پیش از اینکه فیلم مخاطب را جذب کند، نام این کارگردان کار خود را زودتر کرده است.

حاتمی کیای سینمای ایران که دارای اعتبار و گفتمان مشخص و در چهار چوبی معین فیلم می سازد به این معنا خواهد بود  که آثارش را بدون پیش زمینه قبلی وطریقه نگرش گارگردان نمی توان مورد بررسی قرار داد.

فیلم سینمایی بادیگارد به مانند دیگر آثار کارگردان مسیری را سپری می کند که سر رشته آن به المان های دفاع مقدس و انقلاب اسلامی و ارزشهای دینی نزدیک بوده و در همین اثر هم دیده می شود. اگر فیلم دعوت را یک استثنا بپنداریم ، در همه آثار حاتمی کیا بحث مورد نظر در باب دفاع مقدس بوده که با رویکرد ارزش گذاری به مبانی انقلاب اسلامی ساخته می شده است. در بادیگارد این روند متفاوت است و تنها تفاوتش در لوکیشن دیده می شود چرا که همان مبانی انقلاب اسلامی با توجه به رویکرد ارزشها و نقد درون گفتمان نیز همچنان پیگیری می شود.

در فیلم،حیدر ذبیحی (پرویز پرستویی) در نقش بادیگارد ظاهر می شود اما در دیالوگ ابتدایی با پزشک خود اصرار دارد که محافظ است:

  • چرا اینقدر دیر اومدی؟
  • مأموریت بودم
  • شغلت چیه؟
  • تو حفاظتم
  • نگهبانی؟
  • محافظم
  • آهان پس بادیگاردی

JamNewsImage00095092

مسئله نیز بر سر همین مورد می چرخد که بادیگارد به همه افراد اتخاذ می شود که فقط جنبه های مادی را در نظر می گیرند اما محافظ به گفته خود قهرمان در فیلم، کسی است که از “شخصیت نظام دفاع می کند” اما در اینجا منظور افرادی نیستند که در تیم های حفاظتی حضور دارند و استخدام هستند بلکه حیدر تمثیلی از دغدغه مندان جامعه است که در هر شغل و سمتی وظیفه ی ارزش گذاری به ارزشهای نظام را به دوش می کشند.

یکی از اشتباهاتی که در برداشت از شخصیت این فیلم صورت می گیرد ، تفسیر به چالش افتادن قهرمان داستان است. مسلمآ این قهرمان به چالش کشیده می شود اما هرگز دچار سردرگمی و استحاله نمی گردد و در دیگر سو او در نقش یک مدافع ظاهر می شود. مدافعی که با در نظر گرفتن آن سبقه انقلابی در همین شغلش کدهایی را به مخاطب می دهد که حیدر ذبیحی دارای عیار و معیاری است و اتفاقا همین عیار و معیار است که به واسطه ی مقدس بودنش بر رفتار او اثر می گذارد نه بلعکس.

این مسئله دلیل اصلی رقم خوردن جریانهای درون فیلم بوده و در اول داستان هم همین مسئله است که وقتی حمله تروریستی رخ می دهد حیدر به عنوان محافظ ناخواسته شخصیت را سپر خودش می کند به جای اینکه در جلوی او قرار بگیرد. حادثه ای که قبل از به خطر انداختن موقعیت شغلی و اجتماعی حیدر ، حالات و درونیات شخصیتی او را دچار چالش و تلنگر می کند و منظور اثراتی است که ارزشها و نیتهای ما بر رفتارمان دارند اما در این بین اطرافیانش سعی می کنند که این موضوع را کتمان کرده تا مبادا برای او دردسرساز شود که با مخالفتهای شدید حیدر و دفاع همه جانبه او از آرمان های خودش مواجه می شوند.

bodyguarmovie4

حیدر بر این باور است که با گذشت زمان بین سیاسیون اوایل انقلاب و اکنون تفاوتهایی در نوع خلوص آنها دیده می شود( نه همه سیاسیون) تا حدی که اگر زنده ماندن یک سیاستمداری به مانند رجایی در اول انقلاب به معنای حفاظت از نظام محسوب می شد اکنون یک سیاستمدار سیاسی زده و منفعت طلب به مانند نمونه ای که در فیلم به تصویر کشیده شد فارغ از نظام است که حفاظت از او امری مقدس شمرده نمی شود. با این اوصاف و فشارها او تصمیم می گیرد حفاظت یک شخصیت علمی را به عهده بگیرد. چرا که شخصیت علمی به دور از ریاکاری برای پیشرفت کشور فعالیت می کند و به مراتب از شخصیت سیاسی با اخلاص تر است و از قضا که او فرزند شهید نیز می باشد!

در حقیقت یک گفتار فلسفی و ماورای طبیعه از نحوه برخورد ارزشها با حالات درونی انسانی است که کارگردان سعی می کند آن را به مخاطب القا کند که با نگاهی دقیق تر می توان دریافت که این مفهوم فیلم را می توان در ژانرهای دیگر به کار برد و تنها به واسطه علاقه و خط فکری کارگردان بوده که از یک ژانر اکشن و با موضوعی سیاسی استفاده کرده شاید گمان می برده که در این مبحث می تواند اثرگذارتر از بقیه موضوعات عمل کند.

با این تناسب حاتمی کیا بهترین ارزش و اعتبار را انقلاب اسلامی معرفی می کند که با همه ابعاد الهی و انسانی نزدیکی بیشتری دارد و قهرمان داستان را یک فرد پخته با تجربه و فارغ از احساسات زودگذر نشان می دهد که زمان تصمیم گیری او رسیده است.

اتفاقا همین سن و سال و تصمیم گیری مورد سوءبرداشت برخی منتقدین بوده است که آن را دیر و غیر باور می پنداشتند منتهی قهرمان فیلم مصداق یک شخصیت حقیقی نبوده و نمادی از زمان و تجربیات است که آن را می توان در تک تک مردم ایران جستجو کرد که تصمیم گیری اصلی با مخاطب است نه با قهرمان داستان.

در لابه لای داستان حیدر دچار مشکل کم خوابی بود منتهی در دو سکانس مهم می بینیم که بسیار عمیق به خواب می رود: ۱. سکانسی که خبر فوت شخصیت سیاسی بر اثر جراحت های زیاد اعلام می شود  ۲.سکانس پایانی که نهایتا به شهادت می رسد

خواب که نماد آرامش است بسیار واضح نقش خود را ایفا می کند و از همان ارزشها و آرمانهایی پیروی می کند که حیدر در پی آن بود و با درگذشت شخصیت سیاسی سیاست زده او نیز آرامش دارد و در جایی دیگر با حفاظت از یک فرد لایق که نماد نسل ارزشی و علمی است ، به شهادت می رسد و در دیالوگی اصرار به خوابیدن خود دارد که به معنای آرامش ابدی است.

bodyguardmovie8

در این قسمت ماجرا کاملا واضح می شود که حیدر هیچ ابایی و ترسی از حفاظت ندارد و زمانی که لازم باشد و شخصیت حاوی ارزشی باشد او نیز از جان خود می گذرد و به آرامش ابدی می رسد اما تا زمانیکه سیاست مداران جناحی باز حضور دارند خواب از چشمان او نیز گرفته می شود.

حاتمی کیا در پی نقد درون گفتمان می گردد و مواردی را مطرح می کند که فارغ از سیاست زدگی بوده و از شخصیت های مکمل داستان تا قهرمان در پی ارزشی می گردند که در بین سیاست بازی ها یافت نمی شود و مسئله ی اصلی و مفهوم اصلی داستان خود نظام و مراتب حفاظت از آن است و هرگز به جناح مشخصی سمت و سو پیدا نمی کند.

موضوعی که در ۳۰ سال پیش هم مطرح بود و مبانی انقلاب اسلامی فارغ از جناح بازی های سیاسی عمل می کند و تکنیک و حرف امروز حاتمی کیا در فیلم بادیگارد مصداق سخن مدرس است که امام خمینی نیز بازگو کرده بودند” سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست” و در بادیگارد پیوند این دو را به خوبی می توان مشاهده کرد.

این فیلم جزء فیلمهایی است که موضوع و مفهوم داستان یکی بوده و تنها از یک لایه دیگر بهرمند می شود که همان تاثیرپذیری از نیات برای انسان است آن هم به طور دوگانه و مخفیانه پیش نمی رود و بارها در دیالوگ های بازیگران به طور مستقیم به زبان آورده شده است و به این خاطر نمی توان با صرف نگاه سیاسی و یا صرف نگاه معنوی درباره فیلم قضاوت کرد و فیلم به سبب کلام صریح و بی پرده اش دچار سوءتعبیرهای سیاسی شده که حتی در دنیای واقعی عده ای که به طور ناخواسته با شخصیتهای سیاسی فیلم همزادپنداری می کنند دچار اخم شده و این فیلم را منتسب به جناح می کنند و به رویکرد معنوی فیلم توجه ای نکرده و حتی می توان گفت که همین برداشت ناصحیح و سیاسی زده بود باعث شده در جشنواره فجر نیز این فیلم مورد بی مهری قرار بگیرد چرا که ترس بی موردی از حرف سیاسی زدن در تارو پود عده ای دیده می شود که ناشی از تحلیل نادرست از سیاست و یا سیاست زدگی آنان می باشد و یا بهتر بگوییم که هنوز به همان کلام تاریخی”سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست” واقف نشده اند.

نکته ی دیگری که می توان برای این فیلم ایراد کرد، نام فیلم است چرا که بحث بر این بود که قهرمان فیلم “بادیگارد” نیست بلکه “محافظ” است اما فیلم او را “بادیگارد” می خواند که این باعث تناقض می شود.

منتقد: محمد جواد فلاح

دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Copyright © 2011 - 2016 Rez1khabar.ir