امروز مصادف است با: ۱۳۹۵/۱۱/۰۴
تاریخ انتشار:۰۸/ ۰۴/ ۱۳۹۵
دسته خبری: ایران و جهان

شجاع هر چند دلش با انقلاب بود اما عضو هیچ نهاد انقلابی در جمهوری اسلامی نبود و تنها یک قهوه خانه داشت اما مزدوران آمریکا او را در حالی که ۷ دختر قد و نیم قد داشت به شهادت رساندند.

به گزارش پایگاه خبری رضوان خبر به نقل از ۸ دی ، ششم تا ۱۲ تیر ماه هفته ی فرصت مناسبی برای واکاوی حقوق بشر آمریکایی است. ۶ تیر ماه فاجعه‌ی ترور رهبر انقلاب اسلامی در مسجد ابوذر در سال ۶۰، انفجار حزب جمهوری اسلامی ایران و شهادت ۷۲ تن در ۷ تیرماه، حمله شیمیایی رژیم بعثی به مرودشت با بمب‌های اهدایی آمریکا در ۸ تیرماه سال ۶۱ و شهادت ۱۱۰ نفر و ۸ هزار مصدوم، شهادت آیت‌الله صدوقی امام جمعه یزد و حمله آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران و شهادت ۲۹۰ نفر در ۱۱ و ۱۲ تیر ماه بخشی کوچکی از اسناد حقوق بشری آمریکا در تاریخ جمهوری اسلامی است.

به مناسبت هفته ی حقوق بشر، ۸دی نیز به سراغ یکی از شهدای ترور استان گیلان رفته است که مسئولیتی در جمهوری اسلامی نداشته است و عضو نهادهای نظامی کشور نیز نبود:

شهید شجاع اسدی، دوم خرداد ماه سال هزار و سیصد و یازده در روستای مهدی خانمحله ماسال متولد شد. تحصیلاتش را تنها تا مقطع ابتدایی انجام داد. متاهل بود و در زمان شهادت ۷ فرزند دختر داشت و کوچترین فرزند او سه ساله بود.

6546

این شهید والامقام که دارای یک قهوه خانه در سطح شهر ماسال بود به دلیل ارادت به ائمه اطهار (س) در ماه محرم به عنوان آبدارچی در مسجد روستای مهدی خان محله فعالیت می کرد.

در پاییز سال ۶۰ که مصادف با ماه محرم بود شهید اسدی مطابق معمول هر شب به مسجد روستا می رفت. آن سال به همت شهید نادر خیرخواه (بخشدار شهید) و حجت الاسلام اصغری (از وعاظ محبوب استان گیلان) اهالی روستا مراسم سوگواری شهادت امام حسین (ع) را تا پایان دهه سوم محرم ادامه دادند.

روز واقعه، شهید اسدی که پیگیری بازگشایی کوچه برای اهالی محل خود بود و به همت اهالی توانسته بود یک جادهی ارتباطی (کوچه شهید شجاع اسدی فعلی) برای اهالی ایجاد کند بسیار خسته به خانه آمد. همسرش از او خواست به دلیل خستگی زیاد به مسجد نرود.

مادر خانواده خطاب به شجاع گفت تو که هر شب به مسجد رفته ای امشب با این خستگی نرو.

اما شجاع علاوه بر اینکه احساس مسئولیتی نسبت به وظایفش در مسجد داشت به سخنرانی های حجت الاسلام اصغری نیز علاقمند شده بود.

هر شب دستگاه ضبط صوتش را برای ضبط سخنرانی ها به مسجد می برد. همه چیز طبق روال معمول بود. مراسم تمام شد و شجاع هم در مسیر بازگشت از مسجد به همراه حجت اسلام الاسلام حسین اصغری، بیت الله شیرزاد و نادر خیرخواه قرار داشت. به یکباره همه چیز تغییر کرد. صدای رگبار گلوله او را به آرزویش رساند.

به این ترتیب شجاع اسدی در روز هفتم آذر ماه سال هزار و سیصد و شصت توسط نیروهای منافقین مورد سو قصد قرار گرفته و به همراه نادر خیرخواه بخشدار وقت ماسال و شاندرمن، بیت الله شیرزاد و حجت الاسلام حسین اصغری و بر اثر اصابت گلوله به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

سهیلا اسدی فرزند شهید دربارهی اوصاف پدر به خبرنگار ۸دی می گوید: پدرم دست به خیر داشت. سعی می کرد به جوانان کمک کند و به دیگران آزار و اذیتی نرساند ….  مهر ماه سال ۶۰ که شهید پرویز محبی به شهادت رسید پدرم آرزوی شهادت کرد و به یکی از دوستانش گفته بود «یعنی می شود روزی من هم شهید شوم» …

و در پایان، شجاع اسدی سند جنایت منافقین کوردل تحت حمایت حکومت تروریستی آمریکا و حقوق بشر از نوع غربی در استان گیلان است. به راستی پدر هفت دختر قد و نیم قد به کدامین گناه کشته شد.

 

انتهای پیام/

دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Copyright © 2011 - 2016 Rez1khabar.ir