امروز مصادف است با: ۱۳۹۵/۰۹/۱۳
تاریخ انتشار:۰۷/ ۰۹/ ۱۳۹۵

جرم قتل از مورد نکوهش ترین جرایم می باشد که شرع مقدس هم مجازات شدید یعنی قصاص را برای آن در نظر گرفته و مرتکب آن را به قصاص که همان فعلی است که خود مرتکب انجام داده محکوم می نماید .

به گزارش پایگاه خبری رضوان خبر ، یکی از افعال و جرایم مذموم در تام جوامع بشری فعل قتل میباشد که واکنش شدید جوامع بشری را به دنبال دارد امروز در اکثر کشورهای دنیا مجازات جرم قتل اعدام می باشد و غالب کشورهای دنیال که این مجازات(اعدام)را از قوانین خود حذف نموده اند مجازات حبس ابد را برای مرتکب این مجازان در نظر گرفته است که همین نوع مجازات هم در نوع خود واکنش شدید میباشد زیرا عموما این مجازات یعنی حبس ابد بدون عفو همراه است و مرتکب آن تا آخر عمر خویش در بند خواهند ماند البته اینکه چرا اینگونه کشورها برای مرتکب این نوع از جرم مجازات اعدام را حذف وحبس ابد را جایگزین نموده است می بایستی در جای خود بحث و از حوصله موضوع پیش رو خارج می باشد.همان طور که در صدر مقدمه معروض گردید جرم قتل از مورد نکوهش ترین جرایم می باشد که شرع مقدس هم مجازات شدید یعنی قصاص را برای آن در نظر گرفته و مرتکب آن را به قصاص که همان فعلی است که خود مرتکب انجام داده محکوم می نماید که در حقیقت این قصاص همان حق اولیاء دم مقتول میباشد یعنی با در خواست اولیاء دم مقتول نزد حاکم مرتکب این نوع جرم یعتی قاتل به مجازان قصاص نفس محکوم میگردد .این نوع مجازات که با تاسیس نهادحقوقی -شرعی به نام قصاص در شرع مقدس تجلی عینی دارد به نظر منصفانه ترین مجازات برای مرتکب آن میباشد زیرا خود مرتکب بدون مجوز قانونی وشرعی یک انسان را پیش از موعد روح او را از جسمش جدا و به حیاط دیگر منتقل نموده حال با کسی که مرتکب چنین رفتاری شده بهترین و عادلانه ترین مجازات این است که اورا هم پیش از موعد به حیاط دیگر منتقل نمود اما نکته حائز اهمیت آنکه اگر اولیاء دم مرتکب قتل را ببخشند دیگر مرتکب قصاص نمیشود به عبارتی دیگر کشته نمیشود البته این بخشش می تواند با مصالحه باشد و دریافت دیه یا به نحود دیگری و یا کلا می تواند مجانی بوده و گذشت کامل باشد در صورت تحقق هر حالت قصاص منتفی ودیگر مرتکب کشته نمیشود زیرا همانطور که گفته شد قصاص نفس از حقوق اولیاء دم میباشد که در صورت مطالبه از ناحیه ایشان قابل اعمال است مضافا اینکه اگر قاتل از ناحیه اولیاء دم بخشوده شود به این معنی نیست که آزاد شده و به جامعه ملحق میگردد قانونگذار حاکم را ملزم کرده که در صورت بخشودگی از ناحیه اولیهء دم مقتول مرتکب جرم قتل را به حبس تا ده سال محکوم نموده زیرا یک جنبه وقوع جرم قتل شیاع آن در سطح اجتماع است و حاکم برای عدم شیوع آن در سطح جامعه و جلوگیری از ریزش قبح آن این مجازات را برای مرتکب تعریف نموده است .حال با توجه به اینکه مختصری با جرم قتل و مجازات آن و چگونگی مطالبه آن آشنا شدیم وارد بحث انواع قتل شده و راهکارهای مبارزه به عدم وقوع آن را مورد بررسی قرا میدهیم.

الف: قتل بدون سبق تصیم(بدون برنامه ریزی وتصمیم  قبلی): وقتی پای صحبت این دسته از افرادی که مرتکب جرم قتل شده اند می نشینیدد عموما یک پشیمانی و ندامت شدیدی در آنها مشاهده میشود و روحشان همیشه در عذاب بوده وهمیشه از بابت کردر خود در حال سرزنش خود هستند این دسته از مرتکبان همانهایی هستند که مغلوب خشم و یا قلیانهای هیچانی خود شده و در کسری از ثانیه مرتکب جرم قتل شده اند درست است که در یک فراینده کلی هم این دسته از مرتکبین قصاص میشونده اما اغلب آنها پشیمان و نادم هستند و خود را مسئول رفتار بدی می دانند که مرتکب شده اندو آن هم لحظه ای غفلت و عدم کنترل بر رفتار خود بوده که نتوانسته اند در یک مدت خیلی کوتاه بر هیجان درونی خود فائق آمده تا مرتکب چنین عملی نشوند این نوع قتل چون نوعا دارای تصمیم قبلی نبوده و به عبارتی آنی و لحظه ای اتفاق افتاده هرچند در ردیف قتلهای عمد تلقی ومجازات قصاص را بدنبال دارد اما قبح آن به اندازه قتل های با تصیم قبلی که در فراز بعد مورد بررسی قرا خواهد گرفت  نمیباشد  زیرا مرتکب آن اصلا تصمیمی برای راتکاب قتل نداشته به عبارتی تصمیم نداشته که کسی را بکشد بلکه فقط نتوانسته حالت درونی خود را که میتوانسته خشم یا قلیانهای فعلی از قبیل حالت بیولوزیکی (این حالت نوعا  بنا به جغرافیای محل سکونت و فصول سال   متغیر می باشد)کنترل نماید   وبدون اینکه به کاری که در حال انجام آن است فکر کند دست به کاری زده که خروجی آن ارتکاب جرم قتل بوده و وقتی متوجه عمل خود می شود که روبروی قاضی در حال محاکمه است و دیگر برای جبران عمل خویش زمانی در دست ندارد.اگر مرتکبین این گونه از جرم قتل را مورد بررسی قرا بدهیم متوجه میشوم که همه دارای شخصیت اجتماعی بود و حتی بعضا از خانوادهای مذهبی و دارای اصالت می باشند و این موضوع را به ذهن متبادر می کند که این اتفاق می تواند برای همه افراد حتی ما هم حادث گردد و کسی از آن در امان نیست  لذا اینکونه اتفاقات باید برای همه افراد اجتماع یک تلنگر باشد تا در هنگام بروز خشم بتوانیم آن را کنترل کنیم زیرا خشم کلید همه بدیهاست و هر فعل بدی را که برسی کنیم به یک خشم انسانی خواهیم رسید که منجر به وقوع آن فعل شده است و جرم قتل هم از این قائده مستثنی نمی باشد نکته دیگری هم که در این بحث طرح آن بنظر مفید آمد اینست که راه مقابله و در جهت عدم دچار شدن به چنین موضوعیست بنظر نگارنده برای اینکه ما هم قربانی ای خشم نشویم وخود را متهم و مرتکب قتل نبینیم بهتر است  بدوا از مشاجره با دیگران پرهیز کنیم وقبل از هرکاری در مشاجره با دیگران خوب فکر کنیم و خشم خود را کنترل و حتی الاامکان  آنجا و محل مشاجره را ترک کنیم زیرا خشم انسان نهایت باگذشت زمان اندکی فروکش کرده و می توان با درایت بهتری به موضوع فائق آمد و ب خاطر لحظه ی خشم و غفلت یک عمر پیمانی وعذاب وجدان را به دنبال نداشته باشیم.

ب:قتل با سبق تصیم (برنامه ریزی قبلی ):این نوع قتل از بدترین نوع  این جرم است و واکنش شدید  اجتماع را بدنبال خواهد  داشت به عبارتی در این نوع از قتل مرتکب با تصمیم قبلی و با برنامه ریزی و با اختیار کامل نقشه قتل یک انسانی را طراحی کرده و در نهایت مرتکب آن می شود انگیز در این نوع از قتل تحت هیچ شرایطی پذیرفته نیست و قاتل در صورت درخواست اولیا دم یقینا قصاص خواهد شد این نوع از قتلها امنیت اجتماع را به خطر انداخته و باعث سلب آرامش وامنیت میشود ترحم به مرتکب این نوع قتل هم از طرف اولیا دم نوعا صورت نمیگیرد زیرا کشتن یک انسانی از روی اراده و تصمیم تحت هیچ شرایطی نمی تواند توجیهی را بدنبال داشته باشد لذا از این باب این نوع قتل واکنش شدید اجتماعی به دنبال داشته است از طرفی عموما مرتکبین این نوع از قتل از عمل خود به ندرت پشیمان می شوند و با یک اعتقاد نادرست مورد قصاص واقع شده و شاید حتی فرصت توبه و استغفار را هم از خود بگیرند وبه عبارتی خود را هلاک کنند زیرا درست است که قتل از جرایم زشت و مورد نکوهش شرع مقدس است و قصاص راهی برای التیام این درد برای بازماندان مقتول  اما این بدان معنی نیست که از ناحیه خداوند متعال قاتل مورد بخشش واقع شده است زیرا این خود اوست که می تواند رحمت خداوند را برای خود به نبال داشته ویا مورد غضب خداوند عزل وجل واقع گردد البته این نوع از تعریف در مورد همه گناهان و رفتارهای انسان مطابقت دارد و انسان همواره می بایستی با رفتار خویش رحمت خداوند را برای خود داشته باشد .فارق از تعاریف سه گانه جرم قتل(عمد-شبهه عمد-خطای محض)می توان به بررسی و کمی تعقل به این نتیجه رسید که قتل از جرایم بسیار زشت و از کناهان بسیار کبیره برشمرده شده لذا میطلبد که قبل از اینکه حتی به فکر آن هم باشیم به عقوبت ومجازات ان بنگریم و ببینیم که واقعا چه چیزی می تواند ارزش این را داشته باشد که حیاط یک انسان از اوسلب شود چه اینکه همواره این حیاط یک انسان نیست که از بین می رود  زیرا خود قاتل هم در نهایت با قصاص کشته خواهد شد واین در صورتی است که اثرات مخرب ان را در اجتماع وخانواده در نظر نگیریم و اگر بخواهیم به اثرات آن در دو موضوع فوق بپردازیم به نتایج واقعا بدی خواهیم رسید .شاید افراد زیادی باشند که حتی لحظه کوتاهی هم به فکر قتل بوده اند و پشیمان شده اند بله این همان فطرت پاک انسان است که او را از بدی ها و شرها حفظ می کند و اگر این سرشت و فطرت پاک در درون انسانها نباشد همواره دچار مشکل خواهیم بود .امید است که به تکیه بر شرف و وجدان و فطرت پاک همواره جامعه ما از اینگونه جرایم بدور باشد .

ادامه دارد….

 

نگارنده: معیر رضایتی

 

دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Copyright © 2011 - 2016 Rez1khabar.ir