امروز مصادف است با: ۱۳۹۶/۰۸/۰۲
تاریخ انتشار:۱۲/ ۱۰/ ۱۳۹۴
دسته خبری: یاداشت و گفتگو

حال بگو چگونه ما آیات خود را به روش های گوناگون بیان می کنیم، باشد که مردم چیزی بفهمند.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴿١  مَلِکِ النَّاس ِ﴿٢ إلَهِ النَّاسِ ﴿٣ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ﴿۴ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ ﴿۵ مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ ﴿۶

در آیات قرآن مجید برای تأکید در مسائل مهم گاه بر سوگندهایی تأکید می شود. این سوگندها گاه به ذات پاک خداوند عظیم است که بیانگر مهم بودن قضیه می باشد.

٭ حال بگو چگونه ما آیات خود را به روش های گوناگون بیان می کنیم، باشد که مردم چیزی بفهمند.«انعام_۹۵»

جهان را سه چیز فراگرفته و یک چیز همیشه مقابل آن سه چیز ایستاده؛ استعمار، استثمار و استحمار( شستشوی ذهنی) و آن پادزهری که در مقابل این سّم کشنده همیشه عملی بوده شهادت در راه آزادی است و همه فتنه هایی که که در کشورهای جهان سوم به وقوع می پیوندند دستخوش این سه برادر جدا نشدنی (استعمار، استثمار و استحمار ) است. زور و ستم، زر و ثروت، تزویر و ریا باعث از هم پاشیدن ستون های یک ملت می شود برای به وقوع پیوستن آرزوهای خودشان. حال این به قیمت از بین رفتن هر بشری شد، یا به قیمت تکه پاره شدن فرزندی شد، یا باعث فروپاشی اقتصاد و ستون هر کشوری شد، برایشان مهم نیست چون گوش به نجوای گزنده ای داده اند و چشمانشان در برابر هر رحمی تاریک شده.

 

 

 

 

همه چیز از زمان خلقتم آغاز شد

“ما شما را آفریدیم؛ پس صورت بندی کردیم، بعد به فرشتگان گفتیم برای آدم خضوع کنید! آنها هم سجده کردند، جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود.” دلیلش بر سجده نکردن به انسان برتری داشتن خود نسبت به او بود و اعتراض نمود که مرا از آتش آفریده ای و او را از گِل. و چنین شد فرشته ای در زمره فرشتگان تراز اول خداوندی به حساب می آمد از مقامش نزول یافت و از افراد پست و کوچک شد.و این وسوسه گر پنهانکار از خداوند مهلت طلبید تا بر سر راه انسان کمین کند و از هر طرف به سراغ انسان بیاید، و در ثروت و فرزندانش شرکت بجوید و آنها را با وعده ها سرگرم کند. و خداوند عظیم قسم یاد کرد، هر کس از انسانها از تو پیروی کند؛ جهنم را از انسان ها پر خواهم کرد. و این بود شروع کار وسوسه گر پنهانکار و شروع تقسیم تاریخ به دو سمت انسان های فریب خورده و انسان های مبارز که با هر وسوسه ای مبارزه کرده اند. یک جانب به وسوسه گر پنهانکار لبیک می گوید و وعده های دروغینش را باور می کند و جانب دیگر با هر وسوسه ای مبارزه می کند و به خدایش با عشق، بندگی را ثابت می کند. و در راهش تقوا پیشه می کند در نهایت برای نابودی شر و بدی، شهادت را می پذیرد. و از ابتدای پیدایش خلقت جنگ و تضاد خیر و شر در زندگی فرزندان آدم و نخستین خانواده بشری رونمایی می کند، که هر یک از دو برادر ( هابیل و قابیل) رهبران قبیله خود می شوند در طول تاریخ. یعنی دوستان، از تضاد بین هابیل و قابیل می توان فلسفه تاریخ را استنباط کرد.جنگی که از یک نَفس سرکش سرچشمه می گیرد، و رقابت، و خودخواهی برادری را رقم می زند که پدرشان حضرت آدم(ع) قضاوت را به درگاه خداوند می سپارد و به حکم خدا، هر کدام از دارایی خود برای اثبات تقرب و اثبات عشق به خداوندی و بندگی قربانی ایی را به خدا تقدیم می کنند. ذات و ویژگی هابیل پرهیزگاری و خداترسی است و در درونش آتش عشق خداوندی زبانه می زند و در نهایت بهترین دارائیش را تقدیم می کند، همان شتر زرین مست گرانبهای گله خویش.

ذات قابیل یک ذات طغیانگر خودخواه و عاشق زندگی دنیایی است که در وجودش حس مالکیت فوران می کند و برای بدست آوردنش می جنگد حتی به قیمت برادر کشتن. و چنین می شود شنیدن یک وسوسه از خناس جریان برادر کشی را رقم میزند.

قابیل قاتل که به فرزندان آدم حکم می راند و با گذشت زمان نسل هایی از خود را پرورش می دهد که همه فرزندانش بی چون و چرا هم ذات اویند و هر یک هم نماینده نسلی از خود می شوند. تاریخ در خود سه چهره خاص دارد از نسل قابیل که در برابر این سه چهره فرستادگانی از درگاه خداوندی آمده اند سعی در برگرداندن آنها از راه شیطان داشته اند ولی شیطان چنان وسوسه ای در دلهایشان کاشته بود و چنان مُهری بر قلب هایشان نشانده بود که فقط عذاب الهی آنها را محو می کرد تا درسی باشد برای نسل های آینده.

در یک سمت تاریخ فرعون را داریم که چهره ای است دوست دار ثروت و قدرت و به فرموده قرآن مُستبد که خود را خدا می خواند و با قدرتش چنان ترسی در دلهای مردمان ساده می نشاند که همه را مطیع خود می کند و برای به بردگی کشاندن ملتی، روحانیون مذهبی را خریداری می کند تا در لوای دین، حکومتش را بی نقص ادامه دهد و اعتقادش این است که فرعون همیشه زنده خواهد بود و بر این عقیده بود که بردگانی را مجبور به ساختن بناهایی عظیم برای جسم های مومیایی شده شان می کردند و با همه قیل و قال زندگی در مثلثی که از خون انسان ها رنگین شده بود آرمیده اند.

 

 

و در سمت دیگر تاریخ قارون را می بینیم. فردی دیوانه ثروت و قدرت با گنج های بسیار و به فرموده قرآن: حمل کلیدهای گنجینه هایش برای یک گروه زورمند هم مشکل بود. و به روایت تاریخ نویسان خود را باهوش می دانست و همیشه ثروتش را مدیون اندیشه هایش و هوش سرشارش می دانست و شیطان چنان او را دست آموز خود ساخته بود تا با ثروت بیکرانش همه مردم را افسوس خور خود بسازد و مردم در افکارشان قارون شدن را می پرورانیدند یعنی شیطان وظیفه خود را به نحو احسنت به انجام رسانیده بود و حال خداوند باید پیامبری می فرستاد تا مردم را از این خواب شیطانی بیدار کند. و در صحنه دیگر و خطرناکتر از همه و تکمیل کننده دو عنصر قبلی، عنصری سوم، چهره بیرون می آورد. فردی به نام بلعم باعورا پیامبری که شیطان در او نفوذ می کند و چه قدرتی از آن این خناس وسوسه گر است که پیامبری را می فریبد و همدست فرعون و قارون می سازدش. و در نقاب دین مردم عامه را می فریبد و به بردگی می گمارد و بهشت را می فروشد به قیمت خودفروشی.

 

 

 

 

و در این صحنه ها فرستادگان خداوند تا پای جان تلاش کردند و ایستادند، از آدم( ع)تا ابراهیم(ع)  و از ابراهیم جریان جدی تر و با برنامه تر می شود تا خاتم پیامبران. که این فرستادگان از میان بشر نمونه برداری شده اند و از آزمایش های سنگین گذشته اند و حتی شهادت را به جان می خرند؛ چون جریان گرمی را لمس کرده اند و آرامش ابدی را در آن دیده اند. و همه فرزندان هابیل شهید، مؤمنان راستین خدا هستند و همه آنها به نوعی اشتراکی اولیه با هم داشته اند. همه چوپان بوده اند و به شبانی مشغول بوده اند .حال این چوپانان چنان  تقوا پیشه می کنند که از مقربان درگاه خداوندی می شوندو در بین مردمان زمان خودشان دارای صفات برجسته ای هستند و در راه دعوت به یکتاپرستی تا پای جان می کوشند، امر به معروف می کنند، نهی از منکر می کنند و ابتدا از حاکمان زمان شروع می کنند و در  راه خدا عزیزترین چیزی را که دارند قربانی می کنند. یکی به فرموده الله فرزندش را به قربانگاه می برد تا آزمایش شودموجودی را به غیر از خدا دوست نداشته باشد و دیگری شبی به معراج می رود حتی به قیمت از دست دادن جانش برای دیدن آنچه که حس کرده بود چنانکه فقط به اندازه دو کمان با معبود خود فاصله داشته و دیگری در صحرای سینا به خواهش خود؛ که می خواهم ببینم برای چه چیزی تلاش می کنم، وقتی آن معبود ابدی رخ می نماید از نور بسیار، پیغمبر از حال می رود و همه ی این پیغمبران می آیند تا با اعتقاد تسلیم بودن در نزد خدا ایمانی را معرفی کنند که زنگار اندوه را از ژرفای آدمی می زداید و خوشبختی  و آرامش را جایگزین آن می سازد. ایمانی که روان را از بند خرافات و اوهام رها می سازد.

و اما در جامعه نوین امروز قابیل حکمران، که از خود نسل هایی را به یادگار گذاشته بود چهره خویش را در پس سیاست (فرعون) و اقتصاد (قارون) و دین (بلعم باعورا) پنهان کرده و به سه قدرت اصلی زور و ستم، و زر و ثروت و تزویر و ریا تجلی می کند. و این سه چهره است که سبب پیدایش استبداد و استثمار و استحمار ( فنون شستشوی مغزی) گشته است. و در جامعه امروز که ما زندگی می کنیم به عنوان وارثان راه پیامبران تعهد داریم که این سه نماینده را به نابودی کشانده و آدمیان و ملت ها را بشناسیم و با آنها به مبارزه برخیزیم و از افکار رهبرانی که بر علیه استعمار و استثمار و استحمار برخواسته اند استفاده کنیم.

 

به عنوان مثال امام حسین(ع) در روز عاشورا فرمودند برای همه ملت ها هر زمینی می تواند کربلا باشد و هرماهی می تواند محرم حساب شود وهر روزی ممکن است عاشورا بشود. واین پیغام یک نوید برخاستن و مبارزه کردن بر علیه سه شعبه ظلم و بردگی و شستشوی مغزی می دهد و همه انسان ها می توانند آزاده باشند ولی ابتدا باید فرعون و قارون و بلعم باعورای زمان خود را بشناسند و بدانند آنها هر عملی می کنند و هر اندیشه ای را عملی می کنند تا به اهداف پلیدشان برسند. و در این زمان و در این قرن کشورهایی هستند که پرچم شیطان را بلند کرده اند و وارثان فرعون و قارون  و بلعم باعورا شده اند و به چنین حقیقتی دست یافته اند که تا زمانی ملت ها پایبند اصول اخلاقی و عقاید باشند، روح شهامت و جوان مردی و استقامت و پایداری که از عنصرهای اصلی نابودسازی امپریالیسم می باشند، در آنها زنده باشد نمی توان استثمارشان کرد. از این رو با در اختیار داشتن وسایل تبلیغاتی از قبیل رادیو، تلویزیون، ومطبوعات، اینترنت، سینما، … ملت ها را به سوی انحطاط فکری و رذائل اخلاقی می کشانند و آنها را از اصل خویشتن جدا می سازند و الگوهای اصلی یک ملت آزاده را نابود می سازند و الگویی جایگزینش می کنند که اهداف خودشان با آن الگو عملی بشود. و گاه گاهی هم دست به انقلاب های مصنوعی(فتنه۸۸) ساخته دست خود در کشورهای آزاده راه اندازی می کنند تا بتوانند در آن کشور ریشه داشته باشند و بعد با پرچم حقوق بشر و با تبلیغاتی فراوان چهره ای فریادرس در تاریخ از خود می سازند و در برابر ملت های مظلوم و تهیدستان و ستمدیدگان که قربانی اهداف شومشان شده اند، خود را وارث آزادی معرفی می کنند و نماد آزادی هم در کشور خود می سازند تا به اهداف آن وسوسه گر خناس جامه عمل بپوشانند.

 

 

و این کشورها می دانند که چگونه به دستکاری علم بپردازندتا به نام تمدن جهل و نادانی را ارتقا بدهند و چگونه فرهنگ ایمان و اراده و آگاهی ملت ها را فاسد کرده و دل های مردمان را خالی از نور ایمان و حقیقت ناب خداوندی بسازند. و در این میان تنها راه مبارزه با این ظالمان خودبین تاریخ که همیشه بوده و هیچگاه رنگ کهنگی به خود نمی گیرد و همیشه در تاریخ مقدس بوده و همه آن ملت های استعمارگر از آن هراس داشتند شهادت است.

شهید تنها وارث راه ابراهیمی و تنها فرزند ریشه هابیل است.

و در این بین هراس انگیزترین فاجعه ای که جمعیت جهان و ملت ها را تهدید می کند از خودبیگانگی نوع بشر است، به عبارتی دیگر بشر دارد بشریت خود را از دست می دهد و این نجوا فقط جسم را ویران نمی سازد بلکه همین بلا را سر روح هم می آورد. و این همان چیزی است که روشنفکر آگاه و مسئول زمانه و همان وارث پیامبران را می ترساند و وظیفه اش را سنگین تر می کند فاجعه تبدیل انسان به غیرانسان است.فاجعه همان وسواس است!

وسواس به وجود انسان آسیب نمی زند به ماهیت انسان آسیب می زند. آری ای برادر، این وسوسه گر پنهان خطرناکتر از همیشه در کمین توست، نه تنها در کمینگاه کوه، پسِ صخره که در کمینگاه دلت، درون سینه ات در پس پرده های ذهنت نه تنها در کمین جان تو و مال تو، که در کمین “انسان بودن” تو و در کمین ایمان تو، شناخت تو، شعور تو، عشق تو، حس شهادت و شهامت تو و در نهایت در مسیر بندگی توست.

فرعون امروز یک فرد نیست بلکه یک سیستم است با هدف استعمار و استثمار و استحمار ( شستشوی ذهنی) و در کشورهای ناآشنایی هم مَسکن نگزیده است بلکه در کشورهایی که می دانیم خیر و صلاح مان رانمی خواهند و هم پیمان شیطان شدند آشیانه کرده است.

امروز آمریکا از خود یک جهت ساخته و نماد آزادی را در خود جا داده و همه را دعوت به تمدن ساخته ی خود می کند. برای رسیدن به اهداف استعماری خود و کشورهای اروپای غربی به رهبری انگلیس که خود را مهد تمدن می دانند و اصول حقوق بشر را در خود و در قانون خود خلاصه کرده اند به استثمار کشورهای از درون پوسیده می شتابند و دست به انقلاب های ساختگی می زنند و آنگاه با تبلیغات، فریاد حقوق بشر سر می دهند. برای ریشه دواندن خود و بهره کشی از خون مردمان آن کشور و ملت، برای بردن ناموس و قاموس  آن ملت.

و روحانیون دروغین و طرفداران غرب که خود فروخته ای بیش نیستند با نقاب دین از علم و ایدئولوژی و هنر سخن می گویند تا برای نسل جدید حرفی تازه داشته باشند و به طرح ریزی دین هایی می پردازندتا چهره دین را در ذهن مردم خراب و خطرناک جلوه کنند به عنوان مثال آمریکا وغرب و کشورهای عربی به دست هم دادند تا در نقاب اسلام دین را به مبارزه علیه دین بفرستند . و در این میان به اهدافشان که همان گریز بودن نسل آینده از نام اسلام هست برسند.

 

 

دوستان !هدف این یاوران شیطان این است که ملت ها و کشورهای تحت سلطه خود را تهیدست و نادان نگاه دارند و همیشه محتاج به خودشان بسازند این «شر وسواس الخناس» می خواهد ما را به خواب عمیق ببرند این خناس ( نجوای فریبنده) با بهره گرفتن از یاوران خود می خواهد به جهان و آدمیانش حکومت کنند.

و در مقابل این چنین عقیده ای نور ایمان در پرتو فرهنگ شهادت به مبارزه با این سربازان شیطان می شتابد، و هراس در جامعه و قلبشان می اندازد (منظور انتفاضه فلسطین) .

ای برادر! مبادا بخوابی و بیدار شوی ببینی شرفت را برده اند  و حال در کشور عزیزمان ایران که در منجلاب سه چهره استعمار استثمار و استحمار فرورفته بودیم خدا به وعده خویش عمل کرد و یکی از وارثان ابراهیمی را فرستاد تا به وظیفه روشنفکری خود جامه عمل بپوشاند. او از نسل پیغمبر و سیدی پاک از نژاد اسماعیل و ابراهیم بود او همه بت ها را شکست و برای بت بزرگ و شیطان بزرگ آمریکا خندید و با فکر  و عمل جامعه ای ساخت که مبتنی بر بنیاد توحید اجتماعی و توحید انسانی باشد و یک « امت نمونه» با اهداف اهریمن ستیزی که به خاطر عملی شدنش خون ها ریخته شد تا این درخت به ثمر نشست. و ای امام (ره)تویی که در نقش ابراهیم(ع) بت شکن ظاهر شدی و در مقام ابراهیم(ع) ایستادی و بر پای ابراهیم(ع)برپا خواسته ایی و به دست خدای ایراهیم(ع) دست بیعت دادی!

 

 

و باز همچون ابراهیم(ع)معمار کعبه ایمان شدی و قوم خویش و ملت ایران را از مرداب زندگی راکد و حیات مرده و آرام خواب و ذلت جور و ظلمت جهل به حرکت آورده ای و جهت بخشیدی و نقطه عطف همه مستضعفان جهان قرار دادی این کشور را و این انقلاب را.

ای برادر! این انقلاب به راحتی به دست نیامد تا براحتی نابود شود. ایران اسلامی ما امید ملت های مسلمان جهان است و امروز اسلام در بهترین و خطرناکترین زمان هاست همانطور که مولای مان علی(ع) که برای سالیان دراز علیه شرک در درون صفوف خود؛ شرکی که در لباس توحید پنهان گشته بود به نبرد و مبارزه بر می خیزد و با کافری که خود را زیر پوشش اسلام گرفته و قرآن را بر نقطه متروک قرار داده است مبارزه می کرد. و ای علی (ع) چه کشیده ای از برادران دروغین دینی خود که امروز تاریخ بشریت؛ تاریخ نبرد مذهب  علیه مذهب است نه نبرد دین علیه بی دینی.

ای دوستان من! متوجه باشید نجوای شریرانه خناس می تواند خود را در لباس حقیقت بپوشاند که یکی از هولناک ترین شیوه هاست و می تواند مردمی را بفریبد و بر علیه انقلابی که برایش خون ها ریخته شد و برای عدالتش جهان ها قربانی شد به انقلابی مجدد وادار کند. و امروز یاوران شیطان (غرب) در کمین نشسته همچون خناس برای اینکه این نقطه عطف جهان اسلام (ایران اسلامی) نابود سازد حال با هر روشی که شد.اگر سخنان عمیق و اندیشه نورانی رهبر معظم انقلاب نمی بود و اگر وارثان انقلاب نمی بودند بیداری در کشور به وجود نمی آمد در فتنه ۸۸.

 

 

 

اگر بازگشت به خویشتن در جامعه نمی شد معلوم نبود چه بر سر این انقلاب و این اهداف بلند می آمد. شاید امروز امنیت دیگر برایمان یک افسانه می شد. و خدایا تو را شاکرم که رهبری روشن و روحانی و با اندیشه ای باز و روشنفکر به ما بخشیدی تا همچون امام (ره) بار دیگر از منجلاب تاریکی نجاتمان بدهد. و امنیت را به ما ببخشد و هر سال سالگردی برای نه دی باید بگیریم تا یادمان نرود که شیطان در کمینگاه منتظر کوچکترین فرصتی است تا ناموس و قاموس و فانوس ما را به یغما ببرد و شیطان بداند اگر هزاران کشور مثل آمریکا برای نابودی ما و ملت ما بسازد و هزاران فتنه از درون جامعه ما بیرون بیاورد ما رهبری آزاده داریم تا حکم جهاد بدهد و با دیده منت شربت شهادت بنوشیم و نابودشان کنیم و انگیزه شیطان را برچینیم.

انتهای پیام/

نویسنده : مصطفی  کوچکی

دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Copyright © 2011 - 2017 Rez1khabar.ir